|
من کشته ی اشک هستم
|

با امام حسين (ع) در محضر قرآن
دنيا براى بسيارى از مردم جاى زينت، تفاخر، تكاثر، لهو و لعب است؛ اما گروهى از مردان خدا هرگز فريب لذتهاى زودگذر را نمىخورند و بر اساس گفته قرآن كريم «تجارت، آنها را از ذكر خدا غافل نمىكند». آنان در دنيا زندگى مىكنند؛ اما هرگز وابسته به دنيا نيستند. آرى فقط به خدا دل بستهاند و آنچه كه در مسير كمال است.
مونس آنان كتاب خدا و آيات الهى است؛ آن گونه كه اگر تمام مردم كره زمين بميرند، اما اين كتاب همراهشان باشد، هرگز احساس تنهايى و وحشت نمىكنند.
امام حسين عليهالسلام از جمله انسانهاى بىنظير جهان هستى است كه زندگى او با قرآن عجين شده بود. او از كودكى با قرآن همراه بود؛ عاشق و دلداده قرآن بود. چون لب به سخن مىگشود، كلامش آيات قرآن بود و از قرآن دفاع مىكرد؛ اگر نامهاى مىنگاشت، دفاع از قرآن بود و سكوتش براى انديشيدن در آيات آن.
با اذعان به اين كه در اين نوشتار كوتاه نمىتوان كاملاً به زندگى قرآنى امام حسين عليهالسلام پرداخت، اما اجمالاً به مواردى از آن اشاره خواهد شد كه از دوران كودكى حضرت تا روز شهادتش را دربرگرفته است.

زيارت ناحيه
زيارتنامهها داراى سطوح معرفتى مختلف بوده، از حيث ژرفايى و عمق مطالب با يكديگر متفاوت هستند . از زاويه محتواشناسى و زيبايى واژگان، در بين زيارات موجود «زيارت ناحيه» از جمله متون دلانگيز و ژرفى به شمار مىرود كه منتسب به ناحيه امام عصرعليه السلام مىباشد . علامه مجلسى اين زيارت را - با اندك تفاوتهايى - از شيخ مفيد، سيد مرتضى و محمد بن المشهدى صاحب المزار الكبير نقل مىكند و پس از سخن مولف المزار الكبير مبنى بر خروج اين زيارت از ناحيه مقدسه امام آخر مىنويسد: «والاظهر ان هذه الزيارة منقولة مروية; روشن است كه اين زيارت دارنده سند روايتى از امام معصوم است .»
در هر حال آنچه در اين نوشتار در پى آن خواهيم بود گذرى بر اين گنج معنوى و بازشناسى سيماى فردى سيد الشهدا در اين زيارت گرانقدر است .

به حُسن خُلق و وفا، كس به يار ما نرسد
ترا در اين سخن، انكار كارما نرسد
اگرچه حسن فروشان به جلوه آمدهاند
كسى به حُسن و ملاحت، به يارما نرسد
هزار نقد به بازار كائنات آرند
يكى به سكّه صاحب عيار ما نرسد
هزار نقش برآيد ز كِلْك صُنع و يكى
به دلپذيرى نقش نگار ما نرسد
بسوخت «حافظ» و ترسم كه شرح قصّه او
به سمع پادشه كامكار ما نرسد
زيبايى هاى صفاتش دلربا و روحنواز است و نگاه و رفتارش ظهور آيات حقّ، و مكارم اخلاقش تجلّىبخش فلسفه بعثت پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم است كه فرمود: «بعثتُ لاُِتَمِّمَ مَكارِمَ الاَخْلاقِ»عصمت و قداست او در آيه تطهير با جلوهاى پرفروغ انعكاس يافته و برعشق الهى و ايثار او كريمه «ويطعمون الطعام على حُبّه»شاهد و گواه است. زيبايى و جمال روح و اعتدال جسمانىاش با نام حسين عليهالسلام شكوهى افزون يافته است؛ زيرا كه «حسين» يعنى زيبايى و براساس روايت، نامى است كه خداوند آن را برايش برگزيده است. او چنان است كه خود فرمود:
سَبَقْتُ العالمين الى المعالى؛ بحُسنِ خليقةٍ و علوّ همّة و لاح بحكمتى نورالهدى فى ليالٍ فى الضلالة مُدْلَهِمَّة يُريد الجاهدون ليُطْفئوه و يأبى اللّه الاّ ان يُتمَّه
با اخلاق نيك و همت بلند، از همه جهانيان به قلّههاى فضيلت پيشى گرفتم و با حكمت من، نور هدايت در شبهاى تاريك و ديجور گمراهى درخشيد. منكران مىخواهند اين نور را خاموش كنند؛ ولى خداوند نخواسته كه اين نور خاموش شود.
اكنون جلوههاى آيات الهى را در چهره پرفروغش مرور مىنماييم و نظارهگر پرتوى از شكوهمندى زيبايىهاى اخلاقىاش مىگرديم.