|
من کشته ی اشک هستم
|

امام زينالعابدين عليه السلام در هر ماه مبارک رمضان گناهان و خطاهاي غلامان خود را مينوشت، و در شب آخر ماه همه آنها را يک جا جمع ميکرد، و يک يک آنان را به نام، صدا ميکرد و ميفرمود: فلاني! تو در فلان روز فلان کار را انجام ندادي و فلان خطا را مرتکب شدي؟ اما به تو آزاري نرساندم. همين طور خطاها را به آنان تذکر ميداد و همه آنها در برابر آن بزرگوار به اشتباهات و خطاهاي خود اقرار ميکردند .
آنگاه حضرت در ميان آنها ميايستاد و ميفرمود: همگي با صداي بلند بگوييد: اي علي بن الحسين! خدايت رفتارهاي تو را ميشمارد و حساب ميکند همان طور که تو بر ما حساب کردي و نزد او کتابي است که به حق سخن ميگويد و هيچ گناه کوچک و بزرگي را وا نميگذارد، پس به ياد جايگاه خود در برابر خداوندي باش که ذرهاي ستم نميکند و تنها خودش براي گواهي کافي است، از ما بگذر و ما را عفو نما تا خداوند از تو بگذرد، زيرا خودش فرموده است: «و بايد مومنان با خَلق، عفو و صلح پيشه کنند و از بديها در گذرند. آيا دوست نميداريد که خدا هم در حق شما مغفرت و احسان فرمايد...؟»(1) سپس سخت ميگريست و از خوف خدا نوحه و زاري ميکرد . ( 2)
يا اباذر ! لا يَکونُ الرَّجُلُ مِنَ المُتَّقينَ حَتي يُحاسِبَ نَفسَهُ اَشَدَّ مِن مُحاسَبَةِ الشَّريکِ شَريکَهُ ... . (3)
اي ابوذر! انسان جزو پرهيزگاران نخواهد بود مگر آن که از خودش حساب بکشد خيلي سختتر از حسابکشي شريک از شريک خودش .
رسول خدا ( ص )
پي نوشت ها :
1. نور/22
2. مناقب، ج 4، ص 158
3. وسائل الشيعه، ج 11، ص 379 .
منبع : جلوههاي تقوا، ج 3، محمدحسن حائري يزدي

شيخ مفيد از محمد بن جعفر و ديگران روايت کرده است که مردي از خويشاوندان امام زين العابدين عليه السلام در برابر آن حضرت ايستاد و به فحش و ناسزا و دشنام پرداخت. امام پاسخي نداد. بعد از رفتن آن مرد، حضرت به همراهانش فرمود :
شما گفتههاي اين مرد را شنيديد، اکنون دوست دارم با من بياييد تا پاسخ مرا نيز بشنويد، عرض کردند: ميآييم، ما نيز دوست داريم وي را پاسخ گوييم و ما هم حرفمان را به او بزنيم .
امام کفشش را پوشيد و به راه افتاد. در بين راه اين آيه کريمه را تلاوت ميفرمود: ... والکاظمين الغيظ و العافين عن الناس و الله يحب المحسنين . 1
« آن کساني که خشم خويش را فرو ميخورند و از خطاي مردم در ميگذرند (نيکوکارند و خدا نيکوکاران را دوست دارد . »
ما (با خواندن اين آيه) دانستيم که برخورد امام با آن شخص آن طور که ما فکر ميکرديم نخواهد بود. حضرت رفت تا به در خانه آن مرد رسيد و فرمود: به صاحب خانه بگوييد علي بن الحسين (عليهماالسلام) بيرون در ايستاده! وي در حالي که آماده شرارت بود از خانه بيرون آمد و شک نداشت که امام براي تلافي آمده است .
اما امام سجاد عليه السلام با نرمي فرمود: برادر! تو اندکي پيش نزد من آمدي و آنچه خواستي گفتي، اگر آنچه گفتي در من هست من هم اکنون از خداوند آمرزش ميطلبم و اگر در من نيست از خدا ميخواهم تو را بيامرزد. آن مرد (شرمنده و خجل زده) ميان دو چشمان حضرت را بوسيد و عرض کرد: من چيزهايي را گفتم که در شما نبود و خودم بدانچه گفتم سزاوارترم .
راوي حديث ميگويد: آن مرد حسن بن الحسن (يعني حسن مثني) بوده است . 2
العَفوُ زَکاةُ الظَّفَرِ . 3
زکات پيروزي، گذشت است .
حضرت علي ( ع )
»»»»»
پينوشتها :
1. آل عمران /134
2. ارشاد مفيد، ج 2، صص 145- 14
3. نهجالبلاغه، ترجمه شهيدي، ص 39
منبع :
جلوههاي تقوا، ج 3، محمدحسن حائري يزدي

از امام باقر ( ع ) نقل شده است كه امام علي بن الحسين ( ع ) در شبانه روز هزار ركعت نماز مي خواند ، همانند امير مومنان عليه السلام كه پانصد نخله خرما داشت و در كنار هركدام از آنها دو ركعت نماز مي خواند . امام زين العابدين آنگاه كه براي نماز مي ايستاد رنگ به رنگ مي شد و در نماز همانند برده اي ذليل در برابر پادشاهي بزرگ مي ايستاد ، اعضايش از خشيت خداي متعال مي لرزيد ، نمازش همانند نماز كسي بود كه آخرين نماز خود را مي خواند و مي داند كه ديگر موفق به اقامه نماز نخواهد شد .
روزي در بين نماز ، عبا از يكي از شانه هايش افتاد ، حضرت اعتنا نكرد ، تا از نماز فارغ شد . يكي از اصحاب سبب را پرسيد ، فرمود : واي بر تو ! آيا مي داني در برابر چه كسي ايستاده بودم ؟ از نماز هركس به همان مقدار پذيرفته مي شود كه قلبش متوجه خدايش باشد ، آن مرد عرض كرد : پس ما هلاك شديم . ( زيرا نمازمان چنين نيست )
حضرت فرمود : خداوند كاستي اي نماز را با نوافل جبران مي كند ( يعني اگر مي خواهيد نمازهاتان ناقص نباشد براي جبران كاستي ها ، نافله بخوانيد .
الصّلاهُ قُربانُ كُلُّ تَقِيًّ . 2
نماز نزديک کننده هر فرد پرهيزگاري (به خداوند) است .
( امام رضا عليه السلام )
»»»»»»»»
پي نوشت ها :
1. بحارالانوار، ج 46، ص 61 .
2. فروع کافي، ج 3، ص 265 .
منبع : جلوههاي تقوا، ج 3، محمدحسن حائري يزدي
طاووس يماني ميگويد: شبي وارد حجر اسماعيل شدم. امام سجاد عليه السلام نيز وارد شد و به نماز ايستاد، بسيار نماز خواند و سپس به سجده رفت. با خود گفتم: مردي است صالح از خانداني نيک، به دعايش گوش دهم (ببينم چه ميگويد و چگونه دعا ميکند، دقّت کردم) شنيدم که در سجدهاش به خدا عرض ميکرد :
عُبَيدُکَ بِفِناءِکَ، مِسکينُکَ بِفِناءکَ، فَقيرُکَ بِفناءکَ، سائِلُکَ بِفناءکَ؛
خدايا! بنده کوچکت به در خانهات آمده! مستمندت به در خانهات آمده! تهيدستت به در خانهات آمده! درخواست کنندهات به در خانهات آمده !
طاووس يماني ميگويد: هر گرفتاري برايم پيش آمد اين دعا را خواندم و آن گرفتاري بر طرف شد . 1
اَلدُّعاءُ يَدفَعُ البَلاءَ النّازِلَ وَ ما لَم يَنزِل . 2
دعا بلاي نازل شده و نازل نشده را برطرف ميکند .
( امام زين العابدين عليه السلام )
»»»
پينوشتها:
1. ارشاد مفيد، ج 2، ص 144
2. اصول کافي، ج 2، ص 469 .
منبع: جلوههاي تقوا، ج 3، محمدحسن حائري يزدي

سخنان پيشوايان دين به ويژه اميرالمؤمنين مناسبات امام و امت تحت عنوان حقوق متقابل امت، يا وظايف امام در برابر امت و مسئوليت مردم در قبال امام مطرح شده است .
دعاهاي صحيفه نيز از اين حقيقت با بيان مخصوص خود - که همان شيوه ابراز حقايق در قالب نيايش است - ياد کرده و امام سجاد عليه السلام در اين باره چنين فرموده است :
خداوندا ! دل وليِّ خود را درباره دوستانت نرم کن، و دستش را بر دشمنانت گشوده ساز، و مهرباني و رحمت و عطوفت و شفقتش را بما ارزاني دار، و چنان کن که ما از شنوندگان و مطيعان او شويم، و در راه رضايش پوينده و در نصرت او و دفاع از او ياري کننده باشيم و به اين وسيله به سوي تو و پيغمبرت که رحمتهايت اي بار خداي بر او و آلش باد تقرب جوييم . 1
در اين بخش از دعاي صحيفه به گونه ضمني ارزشهاي رهبري در مديريت نيروي انساني و جامعه اسلامي يادآوري شده و نرمخويي و دشمني ستيزي و رأفت به مردم مورد تصريح قرار گرفته است. از سوي ديگر وظايف مردم در برابر امام عدل و مصلح خيرخواه نيز بر شمرده شده است :
1. لزوم حرف شنوي و اطاعت از او در برنامههاي اجتماعي و حكومتي همانند برنامههاي ديني
2. لزوم جلب رضايت و خشنودي امام
3. لزوم ياري امام و دفاع از حريم وي
همچنين ميتوان از عبارت فوق نتيجه گرفت که اطاعت و حمايت از امام، خود داراي پاداش و ارزش ديني و مايه تقرب به خداست .
نبايد از نظر دور داشت که منظور امام سجاد عليه السلام از امام، پيشواي عدل الهي است و نه هر کسي که به جبر و ستم و بدون داشتن صلاحيت علمي و ايماني بر مردم سروري کند و حکم راند. زيرا قبل و بعد اين دعا مشخصات امام عدل و رهبري الهي را بيان داشته و مجال هرگونه شبهه را از بين برده است .
در فراز ديگري از صحيفه ميخوانيم :
پروردگارا، رحمت فرست بر پاکيزهتران از اهلبيت او که ايشان را براي قيام به امر خود برگزيدهاي، و خزانهداران علم، و نگهداران دين، و جانشينان خويش در زمين، و حجتهاي خويش که بر بندگان خود قرار دادهاي . 2
امام سجاد عليه السلام در اين عبارت به چند نکته اساسي تصريح کرده است :
1. الهي بودن منصب و مقام ائمه معصومين عليهم السلام
2. ويژگي ائمه و معصومين در ميان خاندان پيامبر و اين که همه همسران و خويشاوندان پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم از مرتبه طهارت و عصمت برخوردار نبودهاند .
3. معصومين عليهم السلام از خاندان پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم، پس از آن حضرت پاسدار دين و ارزشهاي معنوي هستند .
4. معصومين عليهم السلام علاوه بر رهبري معنوي، در نظام اجتماعي نيز برخوردار از مقام خلافت الهي هستند و تا زماني که آنان در ميان امت هستند، رهبري دين و دنياي مردم، حق ديگران نيست .
»»»»»»»»»
پي نوشت ها :
1. وَ أَلِانْ جَانِبَهُ لِأَوْلِيائِک، وَ ابْسُطْ يدَهُ عَلَي أَعْدَائِک، وَ هَبْ لَنَا رَأْفَتَهُ وَ رَحْمَتَهُ وَ تَعَطّفَهُ وَ تَحَنّنَهُ، وَ اجْعَلْنَا لَهُ سَامِعِينَ مُطِيعِينَ،وَ فِي رِضَاهُ سَاعِينَ، وَ إِلَي نُصْرَتِهِ وَ الْمُدَافَعَةِ عَنْهُ مُکنِفِينَ، وَ إِلَيک وَ إِلَي رَسُولِک صَلَوَاتُک اللّهُمّ عَلَيهِ وَ آلِهِ بِذَلِک مُتَقَرّبِينَ . (صحيفه سجاديه، دعاي 47، بخش 63 ) .
2. رَبّ صَلّ عَلَي أَطَايبِ أَهْلِ بَيتِهِ الّذِينَ اخْتَرْتَهُمْ لِأَمْرِک، وَ جَعَلْتَهُمْ خَزَنَةَ عِلْمِک، وَ حَفَظَةَ دِينِک، وَ خُلَفَاءَک فِي أَرْضِک، وَ حُجَجَک عَلَي عِبَادِک . (صحيفه سجاديه، دعاي 47، بخش 56 ) .
منبع : برگرفته از كتاب امام سجاد عليه السلام، جمال نيايشگران، نوشته احمد ترابي ( با اندکي تغيير )

امام چهارم با لقب "زين العابدين" و "سجاد" خوانده مىشود، چرا كه او قبل از هر چيز بنده خالص و صالح خدا بود، و سجدههاي طولاني او، هر بيننده را به سوى خدا و پرستش خدا جذب مىكرد .
خداوند در حديث لوح كه آن نامهاى از سوى خدا به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله است او را چنين معرفى كرده است :
سيدالعابدين و زين اوليائى الماضين؛ او آقاى عبادت كنندگان و زينت اولياى پيشين من است. يوسف بن اسباط مىگويد، پدرم گفت :
نيمههاى شب به مسجد رفتم، جوانى را كه به سجده افتاده بود ديدم كه چنين با خدا راز و نياز مىكرد: «سَجَدَ وَجهى مُتِعَفراً فى التُرابِ لِخالقى و حق له؛ صورتم خاك آلود، براى آفريدگارم سجده كرد، كه خداوند سزاوار سجده است . »
محضرش رفتم، دريافتم امام سجاد عليه السلام است، صبر كردم تا هوا روشن شد، به نزد ايشان رفتم و عرض كردم: اى فرزند پيامبر! چرا آن همه به خود زحمت مىدهى با اين كه خداوند تو را برترى بخشيده و تو در پيشگاه خدا مقام بسيار ارجمندى دارى؟ او با شنيدن اين سخن منقلب شده و گريه كرد و فرمود: پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود :
هنگامى كه روز قيامت بر پا گردد هر چشمى جز چهار چشم گريان است :
1. چشمى كه از خوف خدا بگريد ؛
2. چشمى كه در راه (جهاد) براى خدا نابينا شده باشد؛
3. چشمى كه از حرامهاى خدا پوشيده شده باشد؛
4. چشمى كه شب تا صبح در حال سجده بيدار باشد .
عبادت امام سجاد عليه السلام، پرستش كاملا آگاهانه و بسيار عميق بود، او با لذت و شيفتگى مخصوص، آميخته با عرفان كامل، خدا را عبادت مىكرد. ارتباط و پيوند او با خدا به گونهاى بود كه روايت شده :
شبى براى عبادت برخاست، هنگام وضو، چشمش به ستارگان آسمان افتاد، و همچنان به ستارگان مىنگريست، و در انديشه آفريدگار و آفرينش آنها فرو رفت، حيران و بهتزده در حالى كه دستش در آب بود، به آسمان چشم دوخته بود تا صداى اذان صبح را شنيد .
فاطمه سلام الله عليها يكى از دختران اميرمومنان على عليه السلام از جابر بن عبدالله انصارى تقاضا كرد كه نزد امام سجاد عليه السلام برود، و به عنوان دلسوزى از آن حضرت بخواهد كه جانش را از آسيب عبادت بسيار حفظ كند، زيرا او بر اثر عبادت بسيار، از ناحيه بينى و سر زانوها و كف دستها و پيشانى، آسيب سختى ديده بود. جابر نزد امام سجاد عليه السلام رفت و آن حضرت را از تحمل آن همه رنج طاقت فرسا در عبادت برحذر داشت .
امام به او فرمود: اى همنشين رسول خدا! جدم رسول خدا صلي الله عليه و آله آن قدر عبادت كرد كه پاهايش ورم كرد ، شخصى به او عرض كرد: چرا آنقدر به خود رنج مىدهى؟ فرمود: افلا اكون عبدا شكورا؛ آيا بنده سپاسگزار خدا نباشم .
جابر به امام سجاد عليه السلام عرض كرد :
جان عزيزت در خطر است، كمتر خود را در فشار قرار بده. امام فرمود :
« يا جابر لا ازال على منهاج ابوى موتسيا بهما حتى القاهما؛ اى جابر همواره راه پدرانم (پيامبر و على) را مىپيمايم، و آنها را الگو قرار مىدهم تا به آنها بپيوندم . »
صحيفه سجاديه، يكى از نمادهاى عرفانى و زاييده انديشههاى معرفت شناسى امام سجاد عليه السلام است كه به عنوان زبور آل محمد صلي الله عليه و آله شناخته شده، و با مطالعه آن، مىتوان به عظمت بىكران پرستش آگاهانه آن بزرگوار واقف شد .
حجة الاسلام والمسلمين محمد محمدى اشتهاردى

وجود مقدس حضرت سجاد عليه السلام بنا بر مشهورترين روايات در روز پنجشنبه برابر با پنجم ماه با عظمت شعبان، در سال سى و هشتم هجرى، دو سال قبل از شهادت حضرت اميرالمؤمنان علي عليهالسلام در شهر مدينه، از پدرى با كرامت چون حضرت ابوعبدالله الحسين، سيّدالشهدا عليه السلام، و مادرى با عظمت به نام سُلافه از خاندانى اصيل و ريشهدار كه اميرالمؤمنين وى را مريم ناميد متولد شد .
به خاطر چنين پدر و مادرى و اينگونه اصل و ريشهاى آن حضرت را «ابن الخيرتين» مىگفتند .
پيشواى مؤمنان، امام عارفان، قطب اهل تقوا، على عليه السلام به فرزند بزرگوارش در تعريف و تمجيد از همسرش فرمود :
وَ هِىَ اُمُّ اْلأوْصِياءِ الذُّرِّيَّةِ الطَّيِّبَةِ؛ فرزندم! همسرت سلافه، مادر امامان معصوم بعد از تو، و ريشه ذريّه پاك و پاكيزه اوست .
نام و لقب و كنيه زين العابدين
اسم گرامى آن حضرت على است، كه از بعضى از روايات استفاده مىشود، در اولاد پسر، بزرگترين فرزند حضرت حسين عليه السلام است، و دو فرزند پسر ديگر آن حضرت نيز على نام داشتند كه به ترتيب معروف به على اكبر و على اوسط و على اصغرند .
سبب اين كه امام حسين عليه السلام نام هر سه فرزند پسر خود را على انتخاب كرد، عشق عجيبى بود كه به پدر بزرگوارش اميرالمؤمنين داشت و هم درسى بود كه به امت اسلام داد كه در انتخاب نام فرزندان، بهترين نام و با معناترين اسم را برگزينند، تا به هنگام صدا كردن فرزندان، چهرههاى پاك الهى در ذهن آنان و شنوندگان ديگر تداعى شود، باشد كه از اين رهگذر جرقّهاى به قلوب بزند، و از شعله آن روح و جان به اوصاف اولياء الهى متّصف شود .
آن حضرت به خاطر حالات و روحيات و كمالات و اعمال و اخلاق و اوصاف و واقعياتى كه داشتند ملقّب به القاب زير شدند، القابى كه معناى آن در تمام شئون هستى آن حضرت تجلّى داشت :
سيّدالعابدين، زين الصالحين، وارث علم النّبيّين، وصىّ الوصيّين، خازن وصاياالمرسلين، امام المؤمنين، منار القانتين والخاشيعن، متهجّد، زاهد، عابد، عدل، سجاد، بَكّاء، ذوالثَّفِنات(1)، امام الاُمّة، أبوالأئمّة، حبيب، زكىّ امين، زين العابدين .

السلام اي قافله ســـــالار عشق
السلام اي ساقي و دلدار عشق
السلام اي قبله كرّوبيــــان
كعبه هر ديده بيمار عشق
السلام اي روح و معناي دعا
اي مناجات دل غمبار عشق
اي حديث نام تو رمــــــــز وجود
از ازل بودي هميشه يار عشق
از مناجات و نماز و ذكـــــــر تو
بر همه نازد خدا ، دادار عشق
سجـــــده هايت آرزوي قدسيان
اي سجودت تا ابد اسرار عشق
در نمازت برتر از روح الاميـــــــــن
با خدا هستي و در ديدار عشق
با نگـــاه با صفايت يا علـــــــــــي
مي گشايي صد گره از كار عشق
يادگاري از حسين فاطمــــــه
بوده اي در كربلا بيمار عشق
شعله شمع همه پروانه هـــــا
در ميان خيمه ها تبدار عشق
ديدن مقتل نمودت خون جگر
در كنار نيزه ها غمخوار عشق
كاروان سالار گلهــــــــــاي اسير
با غل و زنجير خود خونبار عشق

در زندگى پرفراز و نشيب امام زينالعابدين عليه السلام نكات بسيار مهمى براى بحث و بررسى وجود دارد. در اينجا گوشهاى از نقش احياگر سيدالساجدين حضرت امام زينالعابدين عليه السلام را از كربلا تا شهادت در چند محور به صورت گذرا مورد بررسى قرار مىدهيم
1 - بيمارى امام سجاد عليه السلام
2 - نقش آن حضرت در زنده نگهداشتن قيام عاشورا
3 - حضور ايشان در جمع اسراى اهل بيت عليهم السلام
4 - خطبههاى حضرت سجاد از كربلا تا مدينه
5 - شهادت آن امام همام
انشاء و گشايش درياى ژرف و بىكرانهاى از معارف ناب به عنوان«صحيفه سجاديه» و سرازيرسازى آنها در جانهاى تفتيده و عطشگرفته انسانها،امام(ع) در اين كتاب مقدس معارف ناب توحيدى و پيوند انسان با خدا را به بهترينشيوه بيان مىكند و از جنبههاى سياسى مردم را متوجه خاندان پيامبر و آل مىسازد واز دشمنانشان شديدا ابراز برائت مىكند وى، خلافت را مخصوص جانشينان و برگزيدگان خدا مىخواند و با دلى دردناك خاطرنشان مىسازد كه خدايا ستمگران رهبرى امت را بهزور غصب و تصاحب كردهاند، تا آنجا كه برگزيدگان و خلفاى تو مغلوب و مقهورگشتهاند... درحالى كه مىبينند احكام تو تغيير يافته، كتاب تو از صحنه عمل دورافتاده، فرائض و واجباتش دستخوش تحريف گشته و سنت(راه و رسم) پيامبرت متروكگشته است.
خدايا دشمنان بندگان برگزيدهات از اولين و آخرين، و همچنين اتباع و پيروانشانو همه كسانى را كه به كارهاى آنان راضى هستند لعنت كن واز رحمتخود دور ساز .