تبليغاتX

« أنـا قتيــل العـَبـَــــره »
من کشته ی اشک هستم

 

5. طرح موارد سست معارف اسلامي

مطرح كردن مواردسست معارف اسلامى و ورود خواب در عرصه معارف و یا ملاقات هاى دروغین. اعتقادى كه با خواب درست شود با خواب هم مى‏رود. در كجاى معارف اسلامى داریم كه اهل بیت(ع) كسى را با خواب و رؤیا هدایت كرده باشند، در كجاى سیره اهل بیت ملاقات با ولى الله الاعظم به این ابتذالى در آمده است كه هم اینك در كتابها نوشته و در جلسات گفته مى‏شود. آقایى در كتابش مى‏نویسد: عیال اینجانب مكرر حضور امام زمان‏ شرفیاب شده است! و یا آدرس امام زمان(عج) این است!! اینها نه تنها خدمت به امام زمان(عج) نیست بلكه ضربه به این اعتقاد مقدس است كه بیش از 350 آیه قرآن تأویل به آن شده و ده ها دلیل محكم و متقن دارد. مرحوم علامه سید مهدى‏ بحرالعلوم كه از اعاظم علماى امامیه است مى‏گوید در زمان غیبت كبرى براى بعضى از حاملین اسرار و علماى ابرار توفیق تشرف حاصلمی گرددو به دیدار امام نائل مى‏شوند ولى چون مأمور به كتمان دیدارند حكم خدا را در پوشش اجماع‏ ابراز مى‏دارند.(36) شیخ انصارى این نظر را پذیرفته و فرموده، در غایت ندرت است(37) حصول آن را براى او حدى من العلما قبول ‏كرده است.(38) آیت‌الله العظمى وحید خراسانى بارها فرمودند ملاقات در غیبت كبرى به دو صورت واقع مى‏شود؛

1. ملاقات در حال اختيار .

2. ملاقات در حال اضطرار.

ملاقات در حال اختیار منحصر به افرادى نظیر سید بن طاووس است كه‏ احیاناً امام را دیده و شناخته و از او كسب فیض كرده‏اند اما ملاقات در حال اضطرار مربوط به افرادى است كه در حال ‏گرفتارى شدید به ذیل عنایت امام توسل مى‏شوند و امام خود یا توسط افرادى كه دارند از او دستگیرى مى‏نمایند و نیز فرمودند آنها كه در اثر لیاقت و شایستگى به فیض دیدار موفق مى‏شوند به كسى نمى‏گویند.

این مدعیان در طلبش بى خبرانند

آن را كه خبر شد خبرى باز نیامد

 

از مراجع عظام تقلید چنین سؤال شده است: برخى از افراد در جلسات یا عزادارى ادعاى ارتباط با معصومین خصوصاً امام زمان(عج) كرده و بدینوسیله ‏ضمن استفاده‏هاى مادى، از احساسات دینى مردم سوء استفاده مى‏نمایند و اینگونه مسائل در جلسات مختلف ‏خصوصاً مجالس زنانه رو به ازدیاد است. با توجه به ادعاى ارتباط با معصومین و واسطه بودن آنان و برخى تبعات ‏اخلاقى كه موجب سست شدن اعتقادات مردم به مسائل دینى مى‏شود مستدعى است نظر مبارك را درباره شركت در این جلسات و هرگونه تقویت و ترویج این افراد بیان فرمایید؟

آیت‌الله العظمى صافى چنین پاسخ داده‏اند: ادعاى ارتباط خاص با حضرت حجت عجل الله تعالى فرجه ‏الشریف در زمان غیبت، دروغ است و شركت در مجالسى كه چنین ادعاها می شود حرام است و مؤمنین باید بى اساس‏ بودن چنین ادعا را براى مردم بیان كنند كه گمراه نشوند.

آیت‌الله العظمى سیستانى: این افراد دروغگو و دجالند و در صورتی كه امكان هدایت آنها نباشد باید مردم را متوجه نموده تا از آنان دورى كنند.

آیت‌الله العظمى تبریزى: این مطالب اساس ندارد و تقویت و ترویج این امور موجب وهن مذهب و جایز نیست ‏مؤمنین باید با شركت نكردن در این مجالس و تذكر دادن به افراد كارى كنند كه این مجالس از بى رونقى تعطیل شود.(39)

خواب و مكاشفه

خواب و مكاشفه براى خود بیننده حجت نیست تا چه رسدبه دیگران؛و از خواب بدتر مكاشفاتى است كه‏ بعضى‏ها مدعى آنند. مرحوم ملااحمد نراقى كه از اساتید شیخ انصارى است می فرماید بعضى از علماى امامیه قول و فعل معصوم كه در خواب صادر شودرا حجت دانسته‏اند، اما اكثریت قریب به اتفاق علما بر خلاف این قول مشى‏ نموده‏اند. در روایت حسنه ابراهیم بن‌هاشم وارد شده كه امام صادق(ع) در جواب سائلى كه ازافسانه خواب ابى بن كعب‏ سؤال نموده فرمود: "ان دین الله اعز ان یرى فى النوم"؛ دین خدا عزیزتر از آن است كه در خواب دیده شود. سرانجام مى‏فرماید آنچه مسلم است حجیت كلام معصوم در بیدارى است و وضع عادى،نه در خواب و رؤیا؛ و روایات دیگر را هم توجیه كرده و سرانجام قول مشهور- عدم حجیت- را پذیرفته است. اینجانب بر این باورم خواب ‏شخص معصوم حجت است نیازى نیست كه معصوم شاهدى در بیدارى بر آن بیابد زیرا كه شیطان را راهى بر معصومین نیست. مرحوم میرزاى قمى نیز در كتاب قوانین مسئله را طرح و حجیت آن را مردود دانسته است. ممكن است رؤیا صادقه باشد ولى حجت شرعى ندارد. به هر حال ورود خواب،ومكاشفات در عرصه معارف اسلامى به عنوان یك مبنا موجب طرح سست معارف ‏اسلامى شده و اگر خواب مقدس شد چون راهى براى اثبات و نفى آن نیست حربه‏اى مى‏شود به دست شیادان كه از این ‏رهگذر دروغ هاى خود را جا بیاندازند. در پایان عرض مى‏كنم من منكر برخى از ملاقات هاى راستین كه از ناحیه بزرگان‏ بیان مى‏شود و نیز مكاشفات صادقانه نیستم، لكن معتقدم كه اینها نباید مبنا قرار گیرد.

ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/11/13در ساعت عاشقی   توسط آن ابرهای ترک خورده  | 

 

آسیب شناسی محرم و عزاداری آن (1)

 

 

2- غلو

دیگر آسیب، طرح مسایل غلوآمیز در عزاداری‌هاست "حسین اللهی شدن"! "زینب اللهی شدن"! و از این رهگذر خود را مقدس جلوه دادن. قرآن کریم از غلو نهی می کند "یا اهل الکتاب لا تغلوا فی دینکم ولا تقولوا علی الله الا الحق." (26) ای اهل کتاب، غلو در دین نکنید و بر خدا جز حق نگویید. "قل یا اهل الکتاب لا تغلوا فی دینکم." (27) ای اهل کتاب در دینتان غلو نکنید. پیامبر(ص) فرمود: "ایکم والغلو فی الدین فانما هلک من کان قبلکم بالغلو فی الدین"(28). از غلو در دین بپرهیزید، گذشتگان شما با غلو در دین هلاک شدند. امامان ما شدیدترین برخورد را با غُلات داشتند. امیرالمؤمنین(ع) فرمود: "اللهم انی بریء من الغلاه کبراءه عیسی بن مریم من النصاری اللهم اخذلهم ابداً ولا تنتصر منهم احداً"(29)؛ خدایا من از غلات بیزارم همانند بیزاری حضرت عیسی از نصاری. خدایا آنها را تا همیشه خوار کن و هیچ کدام از آنها را یاری مکن. و برخی از غلاتی را که مدعی ربوبیت مولا علی(ع) بودند سوزاند(30). امام صادق(ع) فرمود: "احذروا علی شبابکم الغلاه لا یفسدوهم فان الغلاه شر خلق الله یصغرون عظمه الله و یدعون الربوبیه لعبادالله و الله ان الغلاه اشر من الیهود  النصاری و المجوس و الذین اشرکوا"(31)؛ از جوانان خود از شر غلات بر حذر باشید مباد آنها را فاسد کنند همانند غلات بدترین بندگان خدا هستند عظمت خداوند را تحقیر کرد و ادعای خدائی برای بندگان خدا دارند. به خدا قسم غلات بدتر از یهود و نصاری و مجوس و مشرکان هستند. امام رضا(ع) فرمود: "لعن الله الغلاه ... لا تقاعدوا هم ولا تصادقوا هم و ابرأء منهم بریء الله منهم"(32)؛ خدا غلات را لعنت کند... همنشین اینها نشوید طرح دوستی با آنها نریزید، همان گونه که خداوند از انها برائت جسته شما هم برائت بجویید.

در رابطه با غلات چهار کتاب زیر خواندنی است:

1.الجذور التاریخیه و النفسیه للغلو و الغلاه تألیف سامی العزیزی؛

2.شبهه الغلو عنه الشیعه تألیف دکتر عبدالرسول غفار؛

3.پژوهشی درباره طوایف غلاه تا پایان غیبت صغری و موضع ائمه در این باره تألیف اسکندر اسفندیاری،

4.غالیان کاوشی در جریان ها و برآیندها تألیف نعمت الله صفری فروشانی.

با این همه انزجاری که ما از اهل بیت(ع) از غلات می بینیم متأسفانه می بینیم که همچنان در برخی از عزاداری ها باز نمونه هایی از غلو مطرح می شود که تأثیر فراوانی در تخریب چهره ائمه(ع) داشته و دارد و سبب می شود چهره شیعه که پیوسته چهره ای دین مدار و منطقی بوده، چهره ای تحریف شده و نادرست معرفی گردد.

 

3- دروغ

عرضه دروغ در این عرصه ها، آفت دیگر این مجالس است. ما معتقد نیستیم که هدف وسیله را توجیه کند و چون هدف مقدس است پس از دروغ استفاده شود. این دردی است که صد سال قبل مرحوم محدث نوری در "لؤلؤ و مرجان" از آن نالیده و به نحو مبسوط در نکوهش دروغ و دروغگویی در عزاها سخن گفته اند و نمونه هایی هم آورده اند. شهید مطهری درباره این کتاب می گوید که من خیال نمی کنم در هیچ کتاب درباره دروغ به طور کلی به اندازه ای که در این کتاب بحث شده، بحث شده باشد. چنین کتابی شاید در دنیا وجود نداشته باشد(33).

نقل چند نکته در اینجا گفتنی است:

1.برخی مطالبی که در رابطه با سالار شهیدان گفته می شود دروغ بودنش بیّن است مثل آن که گفته می شود طول نیزه سنان 60 ذراع بوده و از بهشت آمده و یا عدد کسانی که با امام حسین جنگیدند 000/600 نفر سواره بودند، یک میلیون پیاده! و یا 000/800 نفر! امام حسین 000/300 نفر آنها را کشت، حضرت عباس 000/25 نفر آنها را! در حالی که نص تاریخی مورد اعتماد می گوید عدد لشکر یزید 000/30 یا 000/80 یا 000/100 بیشتر نبوده است و عدد کسانی که سیدالشهدا کشته 1800 نفر بوده اند... برخی مطالب است که دروغ بودنش بیّن نیست ما باید در برابر مطالب دروغ بیّن، موضع داشته باشیم اما دروغ غیر بیّن را باید تأمل کرد.

2.باید توجه داشت پرورش روضه یعنی متن را محور قرار دادن و همان را توضیح دادن دروغ نیست، آن چنانکه زبان حال هم اگر وهن آمیز نباشد دروغ نیست.

3.ملاک صحت و سقم و راست و دروغ بودن هم تنها منابع معروف نیست، چه بسا مطلبی که در منابع دست دوم هست و صادق است و چه بسا مطلبی که در منابع دست اول هست و دروغ است. به هر حال دروغ از آفات همیشه مجالس عزا بوده است لیکن حرف این است فراوانند کسانی که می خواهند روضه درست بخوانند ولیکن منبع مورد اعتماد ندارد منابعی مثل نفس المهموم، لهوف و... بخشی از روضه های راست است نه همه آنها.

در اینجا، جا دارد که از حوزه های علمیه گله کنیم که آیا این همه که از روضه های دروغ می نالید آیا گامی در جهت تدوین روضه های درست برداشته اید؟ سوگوارانه باید گفت نه. فراوانند جوان های متدینی که می‌گویند ما می خواهیم روضه درست و صحیح بخوانیم شما کتاب به ما معرفی کنید، ولی متأسفانه کار نشده است. به هر حال دروغ همیشه حرام است به ویژه آنجا که با آن مقدسات هتک شود. مسوغات کذب (مواردی که اجازه دروغ گفتن داریم) در فقه ما روشن است: یکی در مقام ضرورت است "الدین اکره و قلبه مطمئن بالایمان" و دیگر جهت اصلاح بین مردم "المصلح لیس بکذاب". هیچ نداریم که گریاندن مردم برای اهل بیت(ع) هم از مسوغات کذب است!

 

2- مطالب ذلّت آمیز

طرح مطالب ذلت آمیز، تعبیرهایی همچون زینب مضطر و... امام زین العابدین بیمار و... که ذلت از ساحت مقدس اهل بیت(ع) به دور است. که: "ولله العزة و لرسوله و للمؤمنین"(34) حسینی که نه تنها خودش نماد عزت است حتی به بازماندگان خویش هم تأکید بر حفظ عزت دارد: "یا اختی انی اقسمت علیک فابرئ قسمی لا تشقی علی حبیبا ولا تخمشی علی وجهاً ولا تدعی علیّ بالویل و الثبور اذا انا هلکت"(35)؛ خواهرم تو را قسم می دهم که پس از من گریبان چاک مزن، سیلی بر صورت مزن، و بر من واژه های وای و نابودی را به کار مبر. آن وقت با این همه تأکید کسی بیاید بگوید: پس از آن که عبیدالله بن زیاد عمربن سعد را به سوی امام حسین(ع) فرستاد تا با آن حضرت بجنگد (چون انبوه سپاهیان عمرسعد را دید و فهمید که با یاران اندکش توان مقابله با آنها را ندارد) به عمربن سعد گفت یکی از سه پیشنهاد مرا بپذیر:

1.رهایم کن از همان راهی که آمدم برگردم!

2.یا بگذار بروم به مرز و سرحدات ترک و با آنها بجنگم!

3.و یا مرا پیش یزید ببر تا دستم را در دست او بگذارم و با او بیعت کنم تا او خودش درباره من حکم کند!

عمربن سعد این سه پییشنهاد را از طرف امام حسین(ع) به ابن زیاد گزارش داد اما ابن زیاد هیچ کدام را قبول نکرد و به عمرسعد نوشت حسین بیش از این دو راه ندارد یا باید زیر فرمان من درآید و به حکم من تسلیم شود و یا کشته شود!

این قطعاً دروغ است ذلت است، و با ساحت مقدس سیدالشهدا(ع) سازگاری ندارد گرچه آن را ابن قتیبه دینوری، ابوالفرج اصفهانی، ابن عساکر دمشقی، ابن اثیر جزری و مانند آنها نقل کرده اند.

»»»»»

پی نوشت ها:

1.شورا، آیه 23.

2.حج / 32.

3.نساء / 48.

4.سنن ابن ماجه، ج 1، ص 88.

5.مقتل خوارزمی، ج 1، ص 88.

6.مجمع الزوائد هیثمی، ج 9، ص 189.

7.مقتل خوارزمی، ج 1، ص 159.

8.مقتل خوارزمی، ج 2، ص 167.

9.در این زمینه ر.ک: سیرتنا و سنتنا سیره نبینا از مرحوم علامه امینی و کتاب اقناع اللائم از مرحوم سید محسن امین.

10.کامل الزیارات، ص 174.

11.قیام عاشورا در کلام و بیان امام خمینی.

12.همان.

13.همان.

14.روزنامه جمهوری اسلامی 5/3/83.

15.کشف الاسرار، ص 173.

16.کشف الاسرار، ص 141.

17.سوره شوری، 23.

18.سوره سبأ، 47.

19.سوره فرقان، 57.

20.اهل البیت فی الکتاب و السنه.

21.نهج البلاغه، خطبه 97.

22.اهل البیت فی الکتاب و السنه، ص 101 به نقل از کشف الغمه، ج 2، ص 35. امالی طوسی، 483، کفایه الاثر، ص 111.

23.مجله هیأت ماهنامه تخصصی هیأت رزمندگان اسلام شماره 9، ص 5 و ص 6.

24.الغدیر، ج 2، ص 295.

25.الغدیر، ج 2، ص 307، الانمانی، ج 17، ص 43.

26.سوره نساء، آیه 171.

27.سوره مائده، آیه 77.

28.مسند احمد بن حنبل.

29.بحارالانوار، ج 25، ص 284.

30.بحارالانوار، ج 18، ص 552/ مستدرک الوسائل، ج 18، ص 17.

31.بحارالانوار،  ج 25، ص 266.

32.اهل البیت فی الکتاب و السنه.

33.مجموعه آثار، ج 17، ص 613.

34.سوره منافقون، آیه 8.

35.ارشاد مفید 260. 259/ تاریخ طبری، ج 4، ص 318 و ص 319 .
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/11/06در ساعت عاشقی   توسط آن ابرهای ترک خورده  | 

 

 

 

راه انداختن دسته‏هاى سینه‏زن و زنجیر زن، پوشیدن لباس سیاه، حمل پرچم‏هاى رنگارنگ، علم، علامت و مانند اینها، همه براى زنده نگه‏داشتن فرهنگ عاشورا، امری ضرورى است و مبارزه با اینها یا ناشى از اغراض سوء است و یا از كمال بى‏خبرى و بى‏سلیقگى.

«كنش اجتماعى‏» را مى‏توان به عنوان ساده‏ترین عنصر زندگى اجتماعى انسان در نظر گرفت. از «كنش اجتماعى‏» چنین تعبیر كرده‏اند: «حركت ‏بارزى كه از یك انسان براى حصول هدفى نسبت‏ به انسان دیگر، صادر مى‏شود.» وقتى «كنش اجتماعى‏» استمرار یابد «تحریك متقابل اجتماعى‏» روى مى‏دهد و این تحریك به «ارتباط متقابل اجتماعى‏» منجر مى‏شود.

بر اثر «ارتباط متقابل اجتماعى‏» كنش‏هاى اجتماعى یك انسان با كنش‏هاى اجتماعى انسان‏هاى دیگرى كه در پیرامون او هستند، مى‏آمیزند و از این آمیزش، «كنش‏هاى متقابل اجتماعى‏» به وجود مى‏آیند. از «كنش‏هاى متقابل اجتماعى‏»، كه یكى از مفاهیم محورى در جامعه‏شناسى است، مى‏توان چنین تعبیر كرد: كنش‏هایى هستند كه بین دو یا چند انسان واقع مى‏شوند و در میان آنان نوعى هماهنگى به وجود مى‏آورند.

كنش‏هاى متقابل اجتماعى در تقسیم نخستین، بر دو قسم‏اند: پیوسته و گسسته.

كنش‏هاى متقابل اجتماعى پیوسته آنهایى است كه در جهت ‏یگانه‏اى صورت مى‏گیرند؛ مانند گفتگو براى كشف یك حقیقت و یا تعاون براى تحقق یك امر خیر.

كنش‏هاى متقابل اجتماعى گسسته آنهایى است كه جهت‏ یگانه‏اى ندارند؛ مانند رقابت و ستیز.

دوام و استحكام زندگى اجتماعى به آمیختن كنش‏هاى متقابل پیوسته و گسسته بستگى دارد و بدین‏گونه است كه مفهوم «همسازى‏» مطرح مى‏شود.

«همسازى‏»كوششى براى رفع اختلاف كنش‏هاى متقابل پیوسته و گسسته است. صورت كامل همسازى «سازگارى‏» مى‏باشد كه نه «سازش‏» است و نه «توافق‏»؛ زیرا در این دو، تنزل از مواضع مطرح مى‏باشد، در حالى كه در سازگارى اصلا سخن از تنزل نیست، هر چند ممكن است در مواردى هم تنزلى رخ دهد، بلكه سخن در این است كه مى‏دانند به هم نزدیك مى‏شوند و مى‏خواهند كه به هم نزدیك شوند. بدین دلیل، از «سازگارى‏» به همسازى‏اى كه با خواست و آگاهى شخصى صورت مى‏گیرد، تعبیر شده است. از همسازى كنش‏هاى متقابل پیوسته و گسسته، «گروه اجتماعى‏» پدید مى‏آید.

«گروه اجتماعى‏» نیز یكى دیگر از مفاهیم محورى جامعه‏شناسى است و از آن به دو یا عده بیشترى از انسان‏ها تعبیر مى‏شود كه كنش‏هاى متقابلى بین آنان روى مى‏دهد و از همسازى برخوردارند.

كنش‏هاى متقابل اعضاى گروه و خرده‏گروه‏ها موجب «پویایى گروهى‏» مى‏شود و بر اثر آن، اعضاى گروه در زندگى یكدیگر رخنه مى‏كنند و به یكدیگر وابسته مى‏شوند و در نتیجه، به اتحاد بیشترى دست مى‏یابند. «نفوذ متقابل گروهى‏» و «اتكاى متقابل گروهى‏» از این طریق حاصل مى‏شود. از هماهنگى و سنخیتى كه بدین منظور در رفتار اعضاى گروه پدید مى‏آید «رفتار گروهى‏» ظاهر مى‏شود.

گونه‏اى از «رفتار گروهى‏»، كه جنبه عاطفى شدید دارد و بر كنش‏ها و یا واكنش‏هاى متقابل دورانى استوار است، «رفتار جمعى‏» نامیده مى‏شود.

كنش‏ها یا واكنش‏هاى مزبور به «واگیرى اجتماعى‏» مى‏انجامد؛ یعنى بر اثر آنها، اعضاى گروه به سرعت و با شدتى فزاینده، رفتار عاطفى یكدیگر را فرامى‏گیرند و در نتیجه، از نوعى مسانخت عاطفى برخوردار مى‏شوند. گروه برخوردار از «رفتار جمعى‏» را «جمع‏» مى‏نامند.

جامعه‏شناسان معمولا از مفهوم «جمع‏»، خود را به مفهوم «جماعت‏»، كه مهم‏ترین نوع جمع است، مى‏رسانند و آنگاه تحقیق خود را روى «جماعت‏» متمركز مى‏كنند. «جماعت‏» جمعى است پر مسانخت، مركب از اشخاصى كه معمولا در یك‏جا گرد مى‏آیند، با یكدیگر «ربط‏» مى‏یابند و به «جنب و جوش‏» مى‏افتند.

«ربط‏» رابطه عاطفى عمیقى است كه دو یا چند تن را به یكدیگر پیوند مى‏دهد، به طورى كه آنان به راحتى و خود به خود با یكدیگر هماهنگ مى‏شوند. «جنب و جوش‏» رفتار عاطفى آشكارى است كه بر اثر ربط اشخاص روى مى‏دهد؛ مانند كف زدن و یا تكبیر گفتن. یكى از انواع جماعت، كه با سایر انواع آن فرق بسیار دارد و از این‏رو، مى‏توان آن را جمعى مستقل از جماعت ‏به شمار آورد، «جماعت نامجاور» یا «عامه‏» است. «عامه‏» جمعى است كم تشابه و تسانخ، مركب از افرادى كه معمولا در یك جا گرد نمى‏آیند، ولى به سبب مصالح مشترك خود با یكدیگر ارتباط پیدا مى‏كنند و موجد «عقیده عمومى‏» و «وفاق عمومى‏» مى‏شوند.

مقصود از «عقیده عمومى‏» قضاوتى است كه مورد قبول عامه باشد؛ مانند قضاوت عامه كتابخوان كه «كتاب در وضع فعلى از عرضه و تقاضاى متناسبى برخوردار نیست‏» و یا قضاوت عامه ورزشكار كه «مسؤول امور ورزشى كشور، درایت كافى ندارد.» منظور از «وفاق عمومى‏» نیز عقیده‏اى است‏ سخت دامنه‏دار و ریشه‏دار مانند عقیده عامه كتابخوان كه «كتاب، ناصح مشفق و انیس كنج تنهایى است‏» و یا مانند عقیده عامه ورزشكار كه «تواضع و جوانمردى دو ویژگى جدایى‏ناپذیر ورزشكار واقعى است.»

اكنون نوبت آن است كه بحث را به گونه‏اى هدایت كنیم تا مناسبت طرح این مفاهیم جامعه‏شناختى را با آنچه قصد اداى آن را داریم، روشن سازد:

هر جامعه انسانى(1) را مورد مداقه قرار دهیم، متوجه مى‏شویم به طور عمده از چندین «عامه‏» تشكیل شده است و هر «عامه‏»اى را مورد بررسى قرار دهیم، متوجه مى‏شویم كه بر اساس «عقیده عمومى‏» و «وفاق عمومى‏» از خویش، عمل و عكس‏العمل بروز مى‏دهد. بنابراین، مى‏توانیم بگوییم: هر جامعه‏اى بر اساس عقاید و وفاق‏هاى عمومى به حیات اجتماعى‏اش ادامه مى‏دهد.

از سخن فوق، مى‏توان چنین استفاده كرد كه: نفوذ در عقاید و وفاق‏هاى عمومى و تغییر آنها مساوى با نفوذ و تغییر حیات اجتماعى است. به همین دلیل، «عقیده عمومى‏» و «وفاق عمومى‏» به شدت مورد توجه جامعه‏شناسان و علماى سیاست قرار دارد.

اگر بخواهیم جامعه‏اى را در راستاى یك مكتب قرار دهیم باید چاره‏اى بیندیشیم تا عقیده عمومى در این راستا قرار گیرد. براى این كار، به طور كلى، از چهار شیوه بهره گرفته مى‏شود:

الف - تطمیع

ب - تهدید

ج - تخریب

د - تبلیغ

در میان این چهار شیوه، تقریبا همه محققان قبول دارند كه چهارمین شیوه از همه كارسازتر و مؤثرتر و بنابراین، مهم‏تر است.(2) و باز به همین دلیل، جامعه‏شناسان و علماى سیاست، تحقیقات وسیعى در این زمینه انجام داده‏اند كه هنوز هم این تحقیقات به گونه‏هایى ادامه دارد. متاسفانه به سبب گستردگى آن تحقیقات و عدم مجال، در اینجا، ذكر گزارشى - هر چند اجمالى - از آنها مقدور نیست. بنابراین، فقط به چند مطلب، كه با این بحث تناسب بیشترى دارد، اشاره مى‏كنیم:

یكى از شیوه‏هاى بسیار مؤثر تبلیغى، تشكیل جلسات «تذكر» درباره امرى است كه ترویج آن مورد نظر است. در این جلسات به طور عمده، از مكانیسم «كنش و یا واكنش متقابل دورانى‏» استفاده مى‏شود؛ بدین صورت كه افراد گرد آمده، به وسیله «ذاكر» تحریك مى‏شوند. این تحریك، واكنشى در افراد به وجود مى‏آورد. این واكنش در «ذاكر» مؤثر مى‏افتد و واكنش شدیدترى را موجب مى‏شود. این واكنش شدیدتر، خود تحریكى مجدد نسبت ‏به آن افراد خواهد بود و باز واكنش و تحریكى دیگر. به این طریق، همواره بر شدت واكنش متناسخ آن افراد افزوده مى‏شود و این همان است كه از آن این چنین تعبیر مى‏شود: كنش‏هاى متقابل و واكنش‏هاى درونى این چنین، به واگیرى اجتماعى مى‏انجامد.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  شنبه 1387/11/05در ساعت عاشقی   توسط آن ابرهای ترک خورده  | 

  

 

 

 

 

مصاحبه ای از معاونت پژوهش مدرسه عالی فقه و معارف اسلامی با همكاری گروه تاریخ (20/12/83( حجت الإسلام والمسلمین مهدی پیشوایی و محمد هادی یوسفی غروی(از محققان حوزه و متخصصان تاریخ اسلام(، ارائه می شود که این مصاحبه توسط بخش معارف اسلامی تبیان ویرایش و پردازش شده است.

سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) یكی های گرانقدر عزاداری ما است كه شیعه را حفظ كرده و به تعبیر حضرت امام از سرمایه (ره) اسلام در بقای خودش مدیون عاشورا است و تاكید ائمه هدی بر پاسداشت آن روز بزرگ، فراوان است. اما در طول تاریخ، این سرمایه در معرض انحراف و خطر بوده است. آسیب هایى می‌تواند این سرمایه های عظیم را تهدید بكند كه یكی از آنها، تحریفات واقعیت های عاشورا است. در این نشست در محضر اساتید بزرگوار این موضوع را به بحث می‌نشینیم، كه اساساً تحریف چیست و چه آسیب هایى از این ناحیه می‌تواند به عزادارى امام حسین(ع) وارد شود.

استاد پيشوايي

 وقتی به بحث تحریف قضیه عاشورا و آسیب شناسی عزاداری می‌پردازیم گمان نشود كه ما با عاشورا و عزاداری مخالفیم. ما به عنوان شیعه که در دامن اهل بیت بزرگ شده ایم و پیرو مكتب اهل بیت هستیم، عاشورائی و حسینی هستیم، عاشورا و مكتب ائمه(ع) برای ما یك سرمایه بزرگ است و سرمایه هر قدر ارزنده تر باشد، صاحب سرمایه بیشتر مراقبت می‌كند كه آسیبی به آن نرسد؛ بنابراین به همان دلیل كه این سرمایه برای ما ارزنده است باید در برابر آسیب ها و خطرات و انحراف هایی كه آن را تهدید می‌كند حساس باشیم.

بعد از پیروزی انقلاب شكوهمند، اولین محرمی که پیش آمد یك نوع غرور برای مردم حاصل شده بود كه ما دیگر پیروز شدیم و طاغوت را شكست دادیم و محرم آن سال رو به كمرنگ ‌شدن بود. امام راحل بیانیه ای صادر و تاكید كردند كه عزاداری را مثل زمان گذشته به صورت سنتی و به صورت دسته جمعی، در خیابان ها و معابر برگزار كنید. از بیداری های تاریخی امام این بود كه وقتی دید عاشورا در حال كم رونق شدن است، تاكید كرد كه مردم به همان شكل سنتی ادامه دهند. مردم هم آمدند به میدان و دیگر بعد از آن عزاداری رونق پیدا كرد. صحبت این نیست كه عزاداری ها به این شكل صورت نگیرد، مراجع فعلی خودمان هم تاكید فرموده اند كه مراسم عزاداری باید به خیابان ها كشانده بشود. اگر حادثه عاشورا در میان كتاب ها می‌ماند به دست فراموشی سپرده می‌شد؛ یك راز این كه حادثه ی عاشورا زنده مانده، این است كه به صحنه كشانده شده و به میان مردم آمده است. یادم می‌آید در یك كتاب خواندم كه یك غیر شیعه به شیعه ای گفته، چه خبرتان است، از عاشورا چند قرن گذشته، شما چرا عاشورا را زنده می‌كنید؟ آن شیعه یك طنز تاریخی گفته است که بلی ما در مورد غدیر كوتاه آمدیم، شما اصل غدیر را انكار كردید؛ نمی‌گذاریم چنین وضعی برای عاشورا پیش آید. بنابراین عاشورا زنده است و زنده می‌ماند و باید زنده بماند. صحبت این است كه حواسمان جمع باشد، كه تصویر صحیح از آن ارائه بشود. افسانه ها داخل نشود، و با عوام گری آمیخته نشود، و مطالب دور از عزت و شان ائمه و اهل بیت (ع) در این جریان ها مطرح نشود. اما اصل بحث را این طوری آغاز می‌كنم كه خداوند متعال یهود و اهل كتاب را محكوم می‌كند كه «یحرّفون الكلم عن مواضعه» این‌ها تحریف می‌كنند، تحریف یعنی دگرگون كردن و عوض كردن . تحریف كردن و عوض كردن یك سخن چند شكل دارد: یك وقت محتوایش را عوض می‌كنیم، و یك وقت الفاظش را تغییر می‌دهیم. یك وقت، یك لفظ از آن كم می‌كنیم و یك وقت یك لفظ را به آن اضافه می‌كنیم. تحریف هایی كه در واقعه ى عاشورا راه پیدا كرده، بیشتر از طرف دوستان بوده است تا دشمنان. آن وقت تحریف دوستان هم با تحریف دشمنان خلط شده است. دشمنان و مخالفان اهل بیت، در انگیزه ها و اهداف قیام عاشورا، تحریف كردند، مثل ابن خلدون که قیام عاشورا را دنیا گرایانه تحلیل می‌كند. مثل این كه در ذهن خودش مسلم بوده كه امام حسین(ع) گفته است من یزید را شكست خواهم داد و حكومت خواهم كرد. در حالی كه در هیچ یك از بیانات امام حسین(ع) چنین تعبیری پیدا نمی‌كنید. ابن خلدون مضمونش این است می‌گوید حسین بن علی مرد خوبی بود، عادل بود، پسر پیغمبر بود، و حرفش هم درست بود ولی محاسبات حسین بن علی(ع) غلط در آمد؛ بدون نیروی لازم به جنگ یزید رفت و به این نکته توجه نداشت، لذا شكست خورد.

یا مثلاً امام حسین(ع) را به خارجی گری متهم می‌كنند؛ می‌گویند یزید خلیفه بود، مردم با او بیعت كرده بودند. حسین بن علی(ع) خروج و شورش كرد و در تاریخ اسلام، خلفا خوارج را سركوب می‌كردند. علی خوارج را سركوب كرد، ابوبكر، اهل ردّه را سركوب كرد. جوابش این است كه خلافت یزید از ریشه مشروعیت نداشت حتی از طرق و قانونی كه اهل سنت مشروع می‌دانند؛ یزید از نظر شخصی شرط عدالت را نداشت و به دلائل مختلف دیگر، خلافت یزید از اساس فاقد مشروعیت بود. مخالفان و دشمنان در اهداف و انگیزه های قیام امام حسین(ع) تحریف كردند، اما دوستان بیشتر در شكل قضایا دست بردند. از دوران صفویان كتاب هایی كه مخصوصاً به فارسی نوشته شده (همچنین کتاب های عربی) عنوان كتاب ها بر حزن انگیزی قضیه دلالت می‌كنند. (استاد رسول جعفریان در منابع تاریخ اسلام اسم حدود صد كتاب را برد - ریاض المصائب، ریاض الحزن، طریق البكاء، طریق المصائب...- اینها بنایشان بر این بوده كه بر جنبه ى حزن انگیزی قضیه تكیه كنند، بنابراین آمدند قضایایی را به آن اضافه كردند یا قضایایی خاص را بسط دادند. مقداری از تحریف هایی كه در مقتل ها راه یافته از این طریق بوده كه قضایا را بزرگ كردند و شاخ و برگ زیادی دادند.

منبع :

سايت تبيان

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/02/05در ساعت عاشقی   توسط آن ابرهای ترک خورده  | 

 

  RSS