تبليغاتX

« أنـا قتيــل العـَبـَــــره »
من کشته ی اشک هستم

 

 

 

1. پيشگفتار

2. ويژگي هاي حضرت امام حسين ( ع )

3. امام حسين ( ع ) و حكومت ديني

4. امام حسين ( ع ) و آزادي

5. امام حسين ( ع ) و غيرت ديني

6. امام حسين ( ع ) و حقوق بشر

7. روش نشر تفكر عاشورايي در جوامع امروز

8 . نقش حسينيّه ها در انسجام معنوي و اجتماعي شيعه

 

»»»

* پيشگفتار :

قبل‌ از آن‌ كه‌ وارد بحث‌ شويم‌ و درباره‌ي آموزه‌هاي‌ اين‌ شخصيت‌ ممتاز چيزي‌ بنويسيم‌ پيشتر به‌ اندازه‌ فهم‌ خودمان‌ در خصوص‌ شناخت‌ سرور آزادگان‌ و سالار شهيدان ‌مطالبي‌ را به‌ عنوان‌ مقدمه‌ ذكر مي‌كنيم‌ :

1.         در اين‌ كه‌ تمام‌ امامان‌ معصوم‌ از مولي‌ الموحّدين‌ گرفته‌ تا حضرت‌ مهدي‌ كه خداوند ظهورش را نزديك گرداند از يك‌ نور آفريده‌ شده‌اند و همه‌ از حقيقت‌ محمّديه‌اند، در ميان‌ مذهب‌ اماميّه‌ حرف‌ و كلامي‌ نيست‌ بنابراين‌، در تفاضل‌ و برتر بودن‌ بعضي‌ از بعض‌ ديگر از نظر اصل‌ خلقت‌ و آفرينش‌ ميان‌شان‌ تفاوتي‌ وجود ندارد و همه‌ي آنها از انوار الهيّه‌ و از نور محمّديه‌اند و در تمام‌ مراتب‌ كمالات‌ و معنويّت‌ مساويند ؛ يعني‌  هر كمال‌ و فضيلتي‌ را كه‌ براي‌ هركدام‌ ثابت‌ كرديم‌ براي‌ ساير امامان‌، مقرّر و ثابت‌ است‌ و اگر اين‌ طور نبوده‌ باشد نقص ‌در امام‌ و امامت‌ لازم‌ خواهد آمد و اين‌، عقلاً باطل‌ است‌ .

2.         در طول‌ زندگي‌ براي‌ بعضي‌ از معصومين‌، فرصت‌ و موقعيّتي‌ پيش‌ آمد كه ‌براي‌ اكثرشان‌ آن‌ فرصت‌ و موقعيّت‌ پيش‌ نيامده‌ بود لذا بسياري‌ از امامان‌، نتوانستند از آن‌ فرصت‌ها و موقعيّت‌ها استفاده‌ کنند؛ مثلاً در برهه‌اي‌ از زمان‌ در اثر اختلافات‌ شديد بني‌عباس‌ با بني‌ اميه‌ و در آخر كار سقوط‌ دولت‌ و حكومت‌ بني‌ اميه‌ و روي‌ كار آمدن‌ بني‌عباس‌ امام‌ صادق‌(ع) توانستند به‌ خوبي‌ از فرصت‌ استفاده‌ كنند و مجالس‌ علمي‌ و فقهي‌ تشكيل‌ دهند و در نتيجه‌ با تعليم‌ و تربيت‌ بيش‌ از چهار هزار دانشمند توانستند اسلام‌ راستين‌ و مذهب‌ تشيّع‌ را تبيين‌ و به‌ جامعه‌ اسلامي‌ معرفي‌ نمايند. در حالي‌ كه ‌همين‌ امام‌(ع) در اواخر عمر خود در فشار حكومت‌ ظالمانه‌ بني‌عباس‌ بودند و بالاخره‌ به‌دست‌ منصور به‌ شهادت‌ رسيدند .

حالا اگر گفتيم‌ امام‌ جعفر صادق‌(ع) رئيس‌ مذهب ‌تشيع‌ و زنده‌ كننده‌ اسلام‌ راستين‌ است‌ بدان‌ معنا و مفهوم‌ نيست‌ كه‌ امامان ديگر قابليّت‌ اين‌ كار را نداشته‌ و از اين‌ عمل‌ عاجز بوده‌اند، زيرا اين‌ فكر و منطق‌ غلط‌ بوده‌ و مسئله‌ امامت‌ و پيشوايي‌ بالاتر از اين‌ حرف‌ها است‌. يا حضرت‌ سيدالشهدا(ع) قيام‌ نمود و آن‌ صحنه‌ي محيّر العقول‌ را در جهان‌ بشريّت‌ براي‌ حفظ‌ كيان‌ اسلام‌ و ابقاي‌ دين‌ به‌ وجود آورد كه‌ ديگر از امامان‌ چنين‌ عملي‌ را به‌ وجود نياوردند، حال‌ نبايد گفت‌ كه‌ مثلاًحضرت‌ امام‌ حسن‌ مجتبي‌(ع) از اين‌ اقدام‌ تكويناً عاجز بوده‌ است‌ و حال‌ آن‌ كه‌ با مطالعه‌ي تاريخ‌ زندگي‌ اين‌ دو برادر روشن‌ خواهد شد كه‌ قيام‌ و انقلاب‌ حضرت‌ امام‌ حسين‌(ع) اوّلاً حسنيّه‌ و ثانياً حسينيّه‌ي بوده‌ است‌ .

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/22در ساعت عاشقی   توسط آن ابرهای ترک خورده  | 

 

  RSS