تبليغاتX

« أنـا قتيــل العـَبـَــــره »
من کشته ی اشک هستم

 

 

 

تعريف ، تنوع و كاركردها

از تعاليم‌ امام‌ حسين به‌ مردم‌ اين‌ بود كه‌ قدر و ارزش‌ خويش‌ را خوب‌ بشناسند و خود را در راه‌هاي‌ پست‌ نيندازند و خويشتن‌ را ارزان‌ نفروشند. امام‌ مي‌فرمود: « ليس‌ لانفسكم‌ ثمن ‌الا الجنة‌ فلا تبيعوها بغيرها فانه‌ من‌ رضي‌ من‌ الله بالدنيا فقد رضي‌ الخيس‌؛ جان‌هاي‌شما قيمتي‌ جز بهشت‌ ندارد، پس‌ آن‌ را به‌ چيزي‌ جز آن‌ نفروشيد، اگر كسي‌ عوض‌ خدا به‌دنيا راضي‌ شد به‌ قيمت‌ نازلي‌ خود را فروخته‌ است‌.» اين‌ معنا با كرامت‌ انساني‌ و حرمت‌جان‌ مؤمن‌ و عزت‌ نفس‌ مسلمان‌ قابل‌ توجيه‌ است‌ و بس .

امام‌ حسين‌ (ع) عزت‌ مندي‌ را نه‌ تنها در امور سياسي‌، كه‌ در روابط‌ فردي‌ و اجتماعي‌ نيز به‌ مسلمانان‌ مي‌آموخت‌. او عزت‌ را حتي‌ براي‌ فقير و نيازمند مي‌خواست‌ و نياز را توجيه‌ گر ذلت‌ پذيري‌ و خدشه‌ دار كردن‌ عزت‌ نفس‌ مسلمان‌ نمي‌ديد و راه‌ حفظ ‌عزت‌ و كرامت‌ نفس‌ را نيز در زمان‌ نيازمندي‌ به‌ آنان‌ مي‌آموخت‌ .

از ذلت‌ درخواست‌ حفظ‌ كن‌ و احتياج‌ خود را در رقعه‌اي‌ بنويس‌ كه‌ - انشاء الله - چيزي‌ از ما دريافت‌ خواهي‌ نمود كه‌ شاد شوي‌. سپس‌ مرد انصاري‌ براي‌ حضرت‌ نوشت‌: يا ابا عبدالله، فلان‌ شخص‌ پانصد دينار از من‌طلب‌ دارد و براي‌ بازپس‌ گرفتنش‌ اصرار بسيار مي‌ورزد، با او صحبت‌ بفرماييد تا مدتي‌ كه‌چيزي‌ به‌ دستم‌ بيايد مهلت‌ دهد. همين‌ كه‌ حضرت‌ رقعه‌ وي‌ را خواند ، وارد منزل‌ شد و كيسه‌اي‌ بيرون‌ آورد كه‌ مبلغ‌ يك‌ هزار دينار در آن‌ بود. حضرت‌ به‌ وي‌ فرمود: از پانصد دينار آن‌ بدهي‌ات‌ را بپرداز و با پانصد دينار باقي‌ مانده‌، امور زندگي‌ات‌ را رو به‌ راه‌ كن‌ وهيچ‌ گاه‌ انتظار رفع‌ نيازمندي‌ نداشته‌ باش‌، مگر از سه‌ شخص :

مردي‌ با ايمان‌ ومتدين‌، ياشخصي‌ جوانمرد، يا مردي‌ شريف‌ و داراي‌ اصل‌ و نسب‌ .

مرد با دين‌ و ايمان‌ از ترس‌ دينش‌ تو را نا اميد نمي‌سازد. امام‌ شخص‌ جوانمردنيز از جوانمردي‌ خود حيا مي‌كند كه‌ تو را رد نمايد و افراد اصيل‌ و نجيب‌ مي‌دانند كه‌ توبراي‌ بر آمدن‌ نيازت‌ آبروي‌ خويش‌ را در گرو احسان‌ او گذاشته‌اي‌، نجابت‌ او نمي‌گذارد كه‌دست‌ خالي‌ برگردي‌ و روي‌ تو را به‌ زمين‌ نخواهد انداخت‌ .

درخواست‌ كردن‌ يعني‌ سرفرود آوردن‌ نزد ديگري‌ و اين‌ با روح‌ عزت‌ مسلماني‌سازگار نيست‌. امام‌ (ع) نمي‌خواهد مؤمنين‌ حتي‌ براي‌ رفع‌ نيازهاي‌ مشروع‌ خويش‌ تن‌ به‌خواري‌ بدهند .

آن‌ حضرت‌ بخشش‌ را سبب‌ آقايي‌ و بزرگواري‌ و بخل‌ ورزيدن‌ را خواري‌ و پستي‌ برمي‌شمرد. از كارهايي‌ كه‌ موجب‌ پوزش‌ و عذرخواهي‌ مي‌شود بر حذر مي‌كرد و آن‌ را نشانة‌خواري‌ مي‌دانست‌. كسي‌ كه‌ بخواهد پيوسته‌ به‌ جهت‌ كارهاي‌ خلاف‌ خود عذر بخواهدنمي‌تواند سربلند و عزيز نزد مردم‌ باشد. عزت‌ و عزت‌ مداري‌ در ميان‌ مردم‌ و اجتماع‌ تابدان‌ حد نزد سرور آزادگان‌ اهميت‌ دارد كه‌ مرگ‌ با عزت‌ را بهتر از زندگي‌ با ذلت‌ و خواري‌مي‌دانست‌. هم‌ چنين‌ سفارش‌ مي‌فرمود كه‌ از كساني‌ كه‌ به‌ عزت‌ و آبروي‌ مردم‌ متعرض‌مي‌شوند و آبروي‌ مردم‌ براي‌ او اهميتي‌ ندارد سعي‌ كن‌ كه‌ تو را نشناسد و از او دوري‌گزين‌ .

امير المؤمنين‌ (ع)، از فرزندش‌ حسين‌ (ع) پرسيد: فرزندم‌! بزرگواري‌ در چيست‌؟حضرت‌ فرمود: نيكي‌ به‌ فاميل‌ و به‌ دوش‌ گرفتن‌ بار خسارات‌ آنان‌ .

از آن‌ حضرت‌ پرسيدند: پستي‌ در چيست‌؟ فرمود: پستي‌ انسان‌ در آن‌ است‌ كه ‌خويشتن‌ را حفظ‌ نمايد و عيال‌ خود را تسليم‌ ناملايمات‌ و خطرها كند .

امام‌ حسين‌ (ع) راه‌ عزت‌ ابدي‌ را تنها در راه‌ اطاعت‌ خداوند مي‌دانست‌ و بر اين‌موضوع‌ تأكيد دارد كه‌ كسي‌ كه‌ تصور كند عزت‌ را مي‌تواند با كسب‌ رضايت‌ و خشنودي‌مردم‌ به‌ بهاي‌ خشم‌ و غضب‌ خدا به‌ دست‌ آورد در اشتباه‌ است‌ .

« هر كس‌ كه‌ رضايت‌ الهي‌ را با غضب‌ مردم‌ بخرد خداوند او را از مردم‌ بي‌ نياز سازد و هر كس‌ رضايت‌ مردم‌ را با غضب‌ الهي‌ بخرد خداوند او را نيازمند مردم‌ سازد . »

كلام‌ بدين‌ معنا است‌ كه‌ بنده‌ تا بندگي‌ نكند و خدا را قدرت‌ مطلق‌ نداند و سرتعظيم‌ بر آستان‌ جلال‌ و جبروت‌ خدا فرو نياورد نتيجه‌اي‌ جز ذلت‌ پذيري‌ ديگران‌ نخواهد داشت‌. عزت‌ تنها از آن‌ خدا است‌: ان‌ العزة‌ لله جميعا .

همين‌ رو است‌ كه‌ امام‌ حسين‌ (ع) در نماز شب‌ خود از خدا اين‌ چنين‌ مي‌خواهد : « اللهم‌ انا نعوذ بك‌ أن‌ نذل‌ و نخزي‌؛ خدايا به‌ تو پناه‌ مي‌بريم‌ از اين‌ كه‌ ذليل‌ و خوار شويم‌ . »

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/20در ساعت عاشقی   توسط آن ابرهای ترک خورده  | 

 

  RSS