تبليغاتX

« أنـا قتيــل العـَبـَــــره »
من کشته ی اشک هستم

 

 

 

پیشینه عزّت مداری

پیشینه‌ و تاریخ‌ عزت‌ مندی‌ و عزت‌ مداری‌ به‌ تاریخ‌ خالق‌ و مخلوق‌ بر می‌گردد. زیرا عزت‌ از آن‌ خداست‌. در تفسیر عزت‌ به‌ اطاعت‌ و عبودیت‌، سابقه‌ عزت‌ در زمین‌ تا عبادت‌ حضرت‌ آدم‌ و فرزندانش‌ است‌. چالش‌ و جدال‌ ناپایان‌ حق‌ و باطل‌ در طول‌ تاریخ ‌نزاع‌ میان‌ عزت‌ و ذلت‌ است‌. زندگی‌ پیامبران‌ (ع) درس‌ نامة‌ عزت‌ مندی‌ است‌. عزت‌هابیل‌ در چنگال‌ قابیل‌، تبر ابراهیم‌ (ع) در بتكدة‌ نمرود و عزت‌ ابراهیم‌ (ع) در شعله‌های‌ذلیل‌ آتش‌، عزت‌ اسماعیل‌ (ع) زیر تیغ‌ ذلیل‌ خنجر، عزت‌ یوسف‌ (ع) در بازار برده‌فروشان‌ مصر، عزت‌ موسی‌ (ع) در دربار فرعون‌، عزت‌ عیسی‌ (ع) در گاهواره‌، عزت‌حضرت‌ محمد (ص) در میان‌ مشركان‌ و یهود و منافقان‌، عزت‌ علی‌ (ع) در میان‌ ناكثین‌ و مارقین‌ و قاسطین‌ و عزت‌ حسینی‌ در گودال‌ قتلگاه‌ .

بازگرداندن‌ عزت‌ از دست‌ رفته‌ اسلام‌ و زنده‌ كردن‌ دین‌ رسول‌ خدا (ص) ثمرة ‌نهضت‌ عاشورا بود. ترسیم‌ بزرگ‌ترین‌ و زیباترین‌ تابلوی‌ ایثار، شهادت‌ و عزت‌ و افتخاربرای‌ همیشة‌ تاریخ‌ و ارائة‌ اسوه‌ و الگوی‌ مناسب‌ با فطرت‌ و خلقت‌ انسان‌ و در راستای‌هدف‌ و فلسفة‌ خلقت‌ مهم‌ترین‌ شاخصة‌ آن‌ است‌ .

یك‌ نمونه‌ تاریخی‌: هنگامی‌ كه‌ ابرهه‌ برای‌ حمله‌ به‌ مكه‌ و انهدام‌ كعبه‌ به‌ نزدیكی‌حرم‌ رسید تمامی‌ ساكنان‌ مكه‌ كه‌ از دفاع‌ و جنگ‌ ناامید بودند از شهر خارج‌ شدند و تنهاعبد المطلب‌ - همو كه‌ قریش‌ وی‌ را ابراهیم‌ دوم‌ می‌نامید - استوار و ثابت‌ قدم‌ ایستاد وگفت‌: «و الله لا اخرج‌ من‌ الحرم‌ و أبتغی‌ العز فی‌ غیره‌؛ به‌ خدا سوگند! از این‌ جا بیرون ‌نخواهم‌ رفت‌ و عزت‌ را در جایی‌ غیر این‌ جا نخواهم‌ جست‌ و جو كرد

وی‌ به‌ ملاقات‌ ابرهه‌ رفت‌ و پس‌ گرفتن‌ شترهایش‌ را درخواست‌ كرد، ابرهه‌ به‌ اوگفت‌: اگر پیش‌ من‌ آمده‌ بودی‌ و درخواست‌ می‌كردی‌ كه‌ به‌ كعبه‌ حمله‌ نكنم‌ از تو می‌پذیرفتم‌. عبد المطلب‌ در جواب‌ او گفت‌: من‌ پرورش‌ دهندة‌ شتر و حافظ‌ شترهایم ‌هستم‌ و این‌ خانه‌ هم‌ مالكی‌ دارد كه‌ از آن‌ محافظت‌ می‌كند. عبد المطلب‌ بازگشت‌ و درمقابل‌ در كعبه‌ ایستاد و گفت‌ :

 

یا رب‌ لا أرجو لهم‌ سواكایا رب‌ فامنع‌ منهم‌ حماكا

ان‌ عدو البیت‌ من‌ عاداكافامنعهم‌ أن‌ یخربوا قراكا

 

عزت‌ و عزت‌ مداری‌ در این‌ خاندان‌ و سلسلة‌ تبار پیامبر معصومین‌ (ع) تبلور دارد. رسول‌ خدا (ص) در عین‌ عزت‌ بسیار، با جاهلان‌، گمراهان‌، واماندگان‌ در مسیر كمال‌،بیماران‌، وامداران‌ و مستمندان‌ با رفق‌ و رحمت‌ و مدارا برخورد می‌كرد. خوش‌ معاشرت‌ بدون‌ ذلت‌، متواضع‌ بدون‌ اسراف‌ با رقت‌ قلب‌ و مهربان‌ و بدون‌ تكلف‌ و تصنع‌ بود و این ‌عین‌ عزت‌ است‌ .

امام‌ حسین‌ (ع) گوید از امام‌ علی‌ (ع) دربارة‌ سیرة‌ پیامبر (ص) در خارج‌ از منزل ‌پرسیدم‌، فرمود: «كان‌ رسول‌ الله (ص) یتفقد اصحابه‌ و یسأل‌ الناس‌ عما فی‌ الناس‌، پیامبر(ص) همواره‌ از اصحابش‌ دل‌ جویی‌ می‌كرد و از مردم‌ دربارة‌ مشكلاتشان‌ وكارهایشان‌ پرس‌ و جو می‌كرد

حضرت‌ علی‌ (ع) در عهدنامة‌ مالك‌ اشتر، منشور عزت‌ مداری‌ در حكومت‌ و اخلاق‌ حاكم‌ را ترسیم‌ فرمودند .

 

محمود حیدری آقایی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/18در ساعت عاشقی   توسط آن ابرهای ترک خورده  | 

 

 

 

مؤلفه‌هاي‌ عزت‌

عزت‌، عزت‌مندي‌ و عزت‌مداري‌ روح‌ اسلام‌ است‌ و مؤلفه‌هاي‌ آن‌ در آموزه‌هاي‌ديني‌ جلوگر است‌ و اين‌ آموزه‌ها دامنه گسترده‌اي‌ دارد مانند: اعتقادات‌، قرآن‌، روايات‌،فروعات‌، ادعيه‌، زيارات‌، فرهنگ‌ و معارف‌ اسلامي .

1. عزّت در قرآن

سرشت‌ انسان‌ خداجو و كمال‌ طلب‌ است‌ و عزت‌ يكي‌ از كمالات‌ مطلوب‌ انسان‌ به‌شمار مي‌رود. البته‌ در راه‌ رسيدن‌ به‌ اين‌ گوهر كمياب‌ موانعي‌ وجود دارد. چه‌ بسيار كه ‌انسان‌هايي‌ در راه‌ ماندند: «و ضربت‌ عليهم‌ الذلة‌ و المسكنة‌ و باءو بغضب‌ من‌ الله و نيزضربت‌ عليهم‌ الذلة‌ أين‌ ما ثقفوا الا بحبل‌ من‌ الله و حبل‌ من‌ الناس‌ و باءو بغضب‌ من‌اللهو از سويي‌ انسان‌ هايي‌ به‌ سوي‌ كسب‌ عزت‌ گام‌ برداشتند، اما به‌ انحراف‌ كشيده‌ شدند و به‌بيراهه‌ در غلتيدند. يكي‌ از عوامل‌ انحراف‌، نگاه‌ مادي‌ به‌ قدرت‌ و غلبه‌ ظاهري‌ برخي‌طاغوت‌ها و حاكمان‌ گذشته‌ و نيز كافران‌ و دشمنان‌ دين‌ كه‌ الگوهاي‌ منفي‌ اي‌ بودند، است‌: و اتخذوا من‌ دون‌ الله آلهة‌ ليكونوا لهم‌ عزا يقيناً تقليد كوركورانه‌ از آنان‌، بشر را به‌سراب‌ مي‌كشاند: كسراب‌ بقيعة‌ يحسبه‌ الظمئان‌ ماء و مي‌گفتند: و قالوا بعزة‌ فرعون‌ انالنحن‌ الغلبون‌  و بشر المنافقين‌ بأن‌ لهم‌ عذابا أليما الذين‌ يتخذون‌ الكافرين‌ اولياء من‌دون‌ المؤمنين‌ أيبتغون‌ عندهم‌ العزة‌ فان‌ العزة‌ لله جميعاً حكمت‌ خداوندي‌ اقتضا مي‌كند انسان‌ را از حيرت‌ ضلالت‌ برهاند و مبدأ و منشأ عزت‌ را به‌ وي‌ بشناساند كتب‌ أنزلنه‌ اليك‌ لتخرج‌ الناس‌ من‌ الظلمات‌ الي‌ النور باذن‌ ربهم‌ الي‌ صراط‌ العزيز الحميد و الگوهاي‌شايسته‌اي‌ فرا روي‌ او قرار دهد و همگان‌ را به‌ عزت‌ مداري‌ دعوت‌ كند: من‌ كان‌ يريد العزة‌فلله العزة‌ جميعاً  و مي‌فرمايد: هر كه‌ عزت‌ مي‌جويد پس‌ تنها تمام‌ عزت‌ از آن‌ خداست‌ ونيز مي‌فرمايد: و لله العزة‌ و لرسوله‌ و للمؤمنين‌ و لكن‌ المنافقين‌ لا يعلمون‌ .

قرآن‌ كتاب‌ عزت‌ مندي‌ و عزت‌ مداري‌ بشريت‌ است‌ و خداوند عزت‌ اسلام‌ را اراده‌كرده‌ است‌: «الاسلام‌ يعلو و لا يعلي‌ عليه ، اسلام‌ چيره‌ است‌ و چيزي‌ بر آن‌ چيرگي‌ ندارد

قرآن‌ ماده‌ عزز و مشتقاتش‌ از جمله‌: عزت‌، عزيز، العزة‌، أعز و... با معاني‌مختلفش‌ چندين‌ بار آمده‌ است‌، از آن‌ جمله‌: و قال‌ نسوة‌ في‌ المدينة‌ امرأت‌ العزيز ترود فتلها عن‌ نفسه‌  عزيز در اين‌ جا به‌ معناي‌ ملك‌ و پادشاه‌ است‌. عزيز عليه‌ ما عنتم‌فعززنا بثالث‌ اخذته‌ العزة‌ بالاثم‌ هم‌ چنين‌ ص‌ والقرآن‌ ذي‌ الذكر بل‌ الذين‌ كفروا في‌ عزو شقاق‌ و نيز عن‌ اليمين‌ و عن‌ الشمال‌ عزين‌ و نيز در روايت‌ چنين‌ آمده‌ است‌: «مالي‌اراكم‌ عزين‌؟» عزون‌ جمع‌ عزة‌ از مادة‌ عزوة‌، به‌ معناي‌ گروه‌ و جماعتي‌ پراكنده‌ از مردم ‌است‌. همين‌ طور تعابيري‌ كه‌ معناي‌ عزت‌ مي‌دهد نظير: علمه‌ شديد القوي‌ ذو مرة‌ دراين‌ جا مره‌ به‌ معناي‌ قوي‌ و مريره‌ به‌ معناي‌ عزت‌ نفس‌ است‌. واژه‌ها و تعابيري‌ چون‌ذلت‌، أذله‌، تذليلاً، الذل‌، ذلول‌ و... كه‌ به‌ معناي‌ ضد عزت‌ آمده‌ است‌ نظير تعز من‌ تشاء وتذل‌ من‌ تشاء، أذلة‌ علي‌ المؤمنين‌ و أعزة‌ علي‌ الكافرين‌ يعني‌ همان‌ أشداء علي‌ الكفار و در اين‌ جا به‌ معناي‌ عزت‌ نفس‌ نيست‌ .

عزيز يكي‌ از اسماء حسنا و اوصاف‌ خداست‌ و اين‌ واژه‌ مكرر به‌ كار رفته‌ است‌ ومعمولاً همراه‌ وصف‌ ديگري‌ از اوصاف‌ خداوند باري‌ تعالي‌ و اسماي‌ حسنا است‌ نظير:العزيز الحميد، العزيز الرحيم‌، العزيز الوهاب‌، العزيز الغفار ان‌ الله عزيز غفور واللهعزيز ذوانتقام‌، المؤمن‌ المهيمن‌ العزيز الجبار، انك‌ انت‌ العزيز الحكيم‌ ذلك‌ تقديرالعزيز العليم‌ اخذ عزيز مقتدر، ان‌ ربك‌ هو الغني‌ العزيز هو القوي‌ العزيز سبحان‌ رب‌العزة‌ عما يصفون‌. از اين‌ مجموعة‌ حاضر به‌ خوبي‌ عزت‌ مندي‌ خداوند هويداست‌ وهمراهي‌ اوصاف‌ ديگر با نام‌ «عزيز» حاكي‌ از عظمت‌، جلالت‌، قدرت‌ و شدت‌ است‌ وخداوند تعالي‌ در عين‌ حال‌ كه‌ مقتدر و عزيز است‌، رحيم‌، كريم‌، وهاب‌، غفور و غيره‌ است‌اينها ظاهراً براي‌ فهماندن‌ اين‌ حقيقت‌ است‌ كه‌ خدا در عين‌ عزت‌ و توانايي‌ كارهايش‌ از روي‌ حكمت‌ و مصلحت‌ است‌ و در عين‌ مهربان‌، بخشاينده‌، وهاب‌، دانا، حكيم‌، حليم‌،ستودني‌ و... است‌ نبايد از عزت‌ خدا به‌ هراسيد. گاهي‌ نيز در مقام‌ تهديد آمده‌ است‌، نظيرعزيز ذوانتقام‌ .

از مطالعه‌ آيات‌ زيادي‌ كه‌ با اين‌ سبك‌ و سياق‌ آمده‌ توانايي‌ شناخت‌ آنچه‌ موجب‌عزيز شدن‌ و به‌ عزت‌ رسيدن‌ است‌، به‌ دست‌ مي آيد. انسان‌ها خود مي‌توانند موجبات‌ عزت ‌و ذلت‌ خويش‌ را فراهم‌ كنند و عزت‌ را بايد از خدا بخواهند. عزت‌ و ذلت‌ به‌ دست‌ خداست ‌هر كدام‌ را به‌ هر كه‌ بخواهد مي‌دهد و از هر كه‌ بخواهد مي‌ستاند. در بحث‌ روايي‌ به‌ برخي‌از موجبات‌ عزت‌ مندي‌ اشاره‌ خواهيم‌ كرد .

»»»

2. عزّت در روايات

كتاب‌هاي‌ روايي‌ بخشي‌ به‌ نام‌ كتاب‌ ايمان‌ و كفر و در آن‌ بابي‌ با عنوان‌ «باب‌عزة‌ المؤمن‌» وجود دارد. در مجموعه‌ روايات‌ عزت‌، معاني‌ و تفسير آن‌، موجبات‌ عزت‌ و آنچه‌ موجب‌ بقا و دوام‌ آن‌ است‌ و نيز رواياتي‌ كه‌ در كلمات‌ مشتق‌ از آن‌ و يا رقيب‌ و ضد آن‌آمده‌، ديده‌ مي‌شود. عزت‌ را حلم‌ و تمام‌ عزت‌ را اطاعت‌ از امام‌ و خواري‌ در برابر حق‌ و معادل‌ تقوا و... دانسته‌اند .

پيامبر (ص) اصحاب‌ را تعليم‌ مي‌داد كه‌ اهل‌ درخواستي‌ نباشند، منت‌پذير نباشند وحتي‌ درخواست‌هاي‌ فردي‌ و مباح‌ را واگذارند. صورت‌ به‌ سيلي‌ سرخ‌ كنند و دست‌ نزد غير دراز نكنند. اين‌ با عزت‌ و سربلندي‌ سازگار است‌. درخواست‌ با شرافت‌ انسان‌ و آزادگي ‌منافات‌ دارد. در روايات‌ فرموده‌اند: «التقلل‌ و لا التوسل‌» قناعت‌ به‌ كم‌ آري‌ ولي‌ دست‌ نياز به‌ سوي‌ ديگري‌ هرگز. «المنية‌ و لا الدنية‌» مرگ‌ آري‌، اما تن‌ دادن‌ به‌ پستي‌ هرگز .

حديث‌ قدسي‌ شريفي‌ با سلسله‌ سندي‌ صحيح‌ از انس‌ از رسول‌ خدا (ص) روايت‌شده‌ است‌ كه‌ فرمود: جبرييل‌ نزدم‌ آمد و گفت‌: «يا احمد، الاسلام‌ عشرة‌ أسهم‌ و قد خاب‌من‌ لا سهم‌ له‌ فيها؛... السادسة‌، الجهاد و هو العز...؛ اي‌ احمد! اسلام‌ ده‌ بخش‌ است‌ وحقيقتاً زيان‌ ديده‌ است‌ كسي‌ كه‌ هيچ‌ سهمي‌ از آن‌ نداشته‌ باشد. يك‌ به‌ يك‌ مي‌شمارد تا اين‌ كه‌ مي‌فرمايد :

ششم‌، جهاد است‌ و آن‌ عزت‌ است‌ .

علامه‌ مجلسي‌ در توضيح‌ اين‌ روايت‌ گويد: جهاد سبب‌ عزت‌ اسلام‌ يا مسلمين‌ يا هر دو و ظفرمندي‌ آن‌ بر ساير اديان‌ است‌ .

در وصف‌ خداوند گفته‌اند: «حجابه‌ النور» و در شرح‌ حجاب‌ آوده‌اند كه‌ حجاب‌ وساتر ميان‌ خداوند و مخلوق‌، انوار عزت‌ و جلالت‌ و وسعت‌ عظمت‌ و كبرايي‌ اوست‌. درحديثي‌ از معصومين‌(ع) خطاب‌ به‌ اهل‌ بيت‌ (ع) آمده‌ «جعلكم‌ الله تابوت‌ علمه‌ و عصي‌عزته‌؛ خداوند شما را گرد آورندة‌ علومش‌ و قوت‌ و قدرت‌ عزتش‌ قرار داد . »

طبري‌ شيعي‌ را ذكر سند از يونس‌ روايت‌ مفصلي‌ را نقل‌ مي‌كند كه‌ وي‌ براي‌ ديدارامام‌ صادق‌ (ع) رهسپار شد. نزديك‌ منزل‌ امام‌ و درون‌ آن‌ چيزهاي‌ شگفتي‌ را ديد و سپس‌ بر امام‌ وارد شد و گفت‌: السلام‌ عليك‌ يا بيت‌ الله و نوره‌ و حجابه‌، امام‌ پاسخ‌ فرمود: و عليك‌ السلام‌ يا يونس‌. پس‌ از جملاتي‌ امام‌ فرمود: «يا يونس‌، سل‌، نحن‌ تجلي‌ النورفي‌ الظلمات‌، و نحن‌ البيت‌ المعمور الذي‌ من‌ دخله‌ كان‌ امنا، نحن‌ عزة‌ الله كبرياؤه‌؛ اي‌يونس‌، (هر چه‌ مي‌خواهي‌) بپرس‌، ما تجلي‌ نور (هدايت‌) در تاريكي‌ها (ي‌ جهل‌ وگمراهي‌) هستيم‌ و ما بيت‌ المعموريم‌ (خانه‌اي‌) كه‌ هر كه‌ در آن‌ داخل‌ شود در امان‌ است‌، ما عزت‌ خداييم‌ و ما كبرياي‌ اوييم‌ .

علامه‌ مجلسي‌ در شرح‌ روايت‌ پيامبر (ص) (أن‌ المرء كثير) گويد: مراد از كثير عزت ‌است‌؛ هم‌ چنان‌ كه‌ ذلت‌ را كنايه‌ از اندك‌ به‌ كار مي‌برند. در شرح‌ كلام‌ امير المؤمنين‌ (ع)كه‌ فرمود: «قيمة‌ كل‌ امرء ما يحسنه‌» گويند: عزت‌ هر شخص‌ و احترامش‌ ميان‌ مردم‌ به‌اندازه‌ علم‌ و دانش‌ اوست‌. امام‌ صادق‌ (ع) فرمودند: هر كه‌ عزت‌ بدون‌ كمك‌ عشيره‌ وخاندان‌ مي‌خواهد و قناعت‌ بي‌ مال‌ و هيبت‌ بدون‌ سلطه‌، پس‌ بايد از خواري‌ گناه‌ به‌ عزت ‌طاعت‌ خداوند منتقل‌ شود .

»»»

3. عزّت در آموزه هاي ديني

آموزه‌هاي‌ ديني‌ قرآن‌، روايات‌،  اعتقادات‌، فروعات‌، ادعيه‌، زيارات‌ و فرهنگ‌ ومعارف‌ اسلامي‌ را در بر مي‌گيرد. اصول‌ دين‌ و فروع‌ آن‌ از توحيد تا تولي‌ و تبرا يعني‌ ازعزت‌ در بندگي‌ و عبوديت‌ در توحيد تا تبري‌ جستن‌ از اولياي‌ شيطان‌ همه‌ بر محور عزت ‌استوار است‌ .

گر ساختن‌ عزت‌ مداري‌ در تمام‌ شئونات ‌زندگي‌ فردي‌ و اجتماعي‌ انسان‌ دستورات‌ و تكاليفي‌ صادر فرمودند و بسياري‌ از احكام ‌عبادي‌، سياسي‌، اجتماعي‌، اقتصادي‌، قضايي‌، اخلاقي‌ و خانوادگي‌ اسلام‌ را به‌ نوعي‌ به‌اصل‌ عزت‌ مرتبط‌ كرده‌ است‌. اگر با ديدگاه‌ جامع‌ نگرانه‌ به‌ آموزه‌هاي‌ ديني‌ بپردازيم‌، آن‌گاه‌ در خواهيم‌ يافت‌ كه‌ فلسفه نظري‌ و عملي‌ فقه‌، عزت‌ مندي‌ و عزت‌ مداري‌ است‌ .

آموزه‌هاي‌ تربيتي‌ در مورد انسان‌ از آغاز تا فرجام‌ آن‌ و زمينه‌هاي‌ تربيت‌ كودك‌ ازپيش‌ از تولد، هنگام‌ تولد و در مراحل‌ رشد به‌ نوعي‌ با عزت‌ مندي‌ مرتبط‌ است‌؛ حتي‌ حفظ‌ حرمت‌ و عزت‌ ميت‌ مورد عنايت‌ است‌ و احكام‌ خاص‌ دارد. دستورات‌ اسلامي‌ در مورد تحصيل‌ علم‌ و فراگيري‌ دانش‌ و رسيدن‌ به‌ غناي‌ علمي‌ و فرهنگي‌ از راه‌هاي‌ رسيدن‌ به‌ عزت‌ مندي‌ مسلمانان‌ است‌ .

مسئله‌ مهدويت‌ و ظهور مصلح‌ كل‌ از اعتقادات‌ مشترك‌ همة‌ اديان‌ الهي‌ است‌ و فلسفة‌ انتظار، انتظار عزت‌ است‌ و وعدة‌ جانشيني‌ و استخلاف‌ در زمين‌ بر مدارعزت ‌است‌ .

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/14در ساعت عاشقی   توسط آن ابرهای ترک خورده  | 

 

  RSS