|
من کشته ی اشک هستم
|

نقش انگشتر معصومين عليهم السلام
شاهد تاريخي بسيار مهم در مُهر معصومين (ع) است. معمولاً اشخاص نام خود و نام پدر خويش را روي مُهرشان حك ميكردند اما مُهر و خاتم پيامبر (ص) و امامان به نوشته و ذكري آذين شده بود. به نظر ميرسد در ميان اسما و صفات خداوند و نيز در ميانذكرها و وردهاي وارد شده از زبان ايشان، بايد نام و صفت يا ذكر قابل توجهي بر نگينانگشتري نقش بندد. نقش خاتمهاي امام حسن، امام باقر، امام رضا. امام جواد(عليهم السلام) «العزة لله» و نقش نگين انگشتر امام حسين (ع) «ان الله بالغ امره» بود و اين انگشتر همان انگشتر امام سجاد (ع) شد. اين جمله همان معنا را ميدهد .
نمونه ديگر: در تعويذ امام كاظم (ع) آمده است: «أصبحت و أمسيت... في عزه اللهالتي لا تستذل و لا تقهر؛ صبح و شام در حالي به سر ميبرم... كه در تحت عزت خداوندتعالي هستم و عزتي كه خوار و ذليل نميشود و مقهور و مغلوب نخواهد شد.
همه معصومان (ع) شاخصهاي عزت مندي هستند و تمام ويژگيهاي لازمبراي عزت و عزيز از عبادت، علم، حلم، سكينه، شجاعت و شهادت و... را دارا هستند.پيش از حادثه عاشورا بسياري به شهادت رسيدند اما امام حسين (ع)، سيد الشهدا است. بسياري عزيز بودند ؛ امام حسين (ع) عزيز عزت مندان است. همه عزت مندان پس از ويبه او تأسي كردند و امام را الگوي عزيز شدن قرار دادند و به افتخارات امامحسين(ع) باليدند و براي هميشه تاريخ، خواهند باليد .
محمود حيدري آقايي

عزت مندی و عزت مداری از سیره قطعی و عملی معصومان (ع) است و آن درگفتار، رفتار و كردار و در موضعگیریهای سیاسی، اجتماعی و... آنان نقش میبست. عزتزوالناپذیر آنان برگرفته از عزت خداوندی است و عزت دو جهانی ارزانی آنان شده است .
علامه مجلسی در بیان خویش گوید: خداوند به انبیا و اوصیا - علیهم السلام - كهعزت دنیوی خویش را به دادار یكتا تقدیم كردند، عزت دو جهانی عطا فرمود، عزتی كه بههیچ شخصی نظیر آن را نداد. مردم به بارگاه ملكوتی آنان پناه میبردند و سلاطین، خاكآن را بر سر و روی خویش میریزند و به یاد و ذكر آنان تبرك میجویند. هر كه حیات مادیخویش را در جهاد برای خدا صرف كند خداوند در عوض آن زندگی جاودانه به ویخواهدداد و سند آن آیه و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهمیرزقون .
امیر المؤمنین (ع) فرمودند: «لا تزیدنی كثره الناس حولی عزه و لا تفرقهم عنیوحشه؛ كثرت و ازدحام مردم در اطرافم بر عزتم نمیافزاید و پراكندگی آنان از اطراف مرابه وحشت نمیاندازد .
به امام حسین (ع) گفته شد: در تو عظمت میبینیم، امام فرمود: بلكه در من عزت است، خداوند میفرماید: فقط خدا عزت دارد و رسولش و مؤمنان .
امام مجتبی (ع) با صلح خود عزت مسلمانان و خون شیعیان را حفظ نمود و زمانیكه برخی از یاران امام در فهم و درك صحیحی علت وفلسفه صلح درماندند در تحلیلسیاسی خویش از صلح به خطا رفتند و امام را « یا مذل المؤمنین » خواندند .
امام را حلمویژه و اختصاصی خویش آنان را در آغوش كشید و تحلیل صحیح و واقع بینانهای ازجریانات سیاسی روز ارائه كرد .
آنان با پوزش خواستن فریاد «یا معز المؤمنین» سردادند.در طول سالهای پس از صلح، جناح اموی مناظرهای ترتیب دادند. بر اساسگزارشهای تاریخی مناظرهای بین امام حسن (ع) و معاویه و اصحابش رخ داد كه ازجهاتی حایز اهمیت است .
امام مجتبی (ع) با تكیه بر عزت خداوندی با قدرت و صعوبت در برابر گروهی ازمكاران،سیاسی كاران و حیله گران ایستاد و مانع غلبه آنان شد، بلكه با سلطه بر ایشانمناظره را به نفع خود تغییر داد و با صراحت، پرده از چهره معاویه و اذنابش برداشت و بهروشن گری پرداخت. پس از سلطه معاویه بر خلافت مسلمین و سیاست شیعه زدایی وتحقیر امام علی (ع) در جامعه و به انزوا كشاندن اهل بیت (ع) از سوی امویان،امامحسن(ع) بر زنده نگاه داشتن نام و یاد و عزت مندی پدر بزرگوارش امیرالمؤمنینعلی (ع) همت گمارد و به مقابله با این سیاست امویان پرداخت .
روزی گروهی از امویان و وابستگاه سیاسی به ایشان، نزد معاویه جمع شدند و ازامام مجتبی (ع) و كارهای حضرت گله و شكایت كردند. از معاویه خواستند تا دستور دهدامام در جلسهای حاضر شده، ایشان دست به دست هم داده، او و پدر گرامی اش را به بادانتقاد بگیرند، سب و دشنام دهند و عیب جویی كنند، از قتل عثمان و تقصیرحضرتعلی(ع) در آن بگویند تا آن كه امام مجاب شده، ساكت گردد و از پدرش به نیكییادنكند . !