تبليغاتX

« أنـا قتيــل العـَبـَــــره »
من کشته ی اشک هستم

 

امام حسين (ع) پرده از روي آن درد رنج آوري كه روح مقدسش را شديداً مي آزرد و همان باعث نهضتش شده است ، برداشت و فرمودند :

 

« الا ترون انّ الحقّ لا يعمل به و انّ الباطل لا يتناهي عنه ؛ آيا نمي بينيد كه به حقّ عمل نمي شود و از باطل خودداري نمي گردد ؟! »

 

« ليرغب المؤمن في لقاء الله محقّاً ؛ بايد در چنين وضعي انسان مؤمن آرزومند مرگ و حقّاً دوستدار شهادت و لقاء خدا باشد . »

 

« فانّي لا اري الموت الّا سعاده و لا الحياه مع الظالمين الّا برماً ؛ من ( كه در اين وضع اسفناك ) مرگ را جز سعادت و زندگي با ستمگران را جز ملال و افسردگي نمي بينم » .

 

اينجا لازم است توجه به اين نكته داشته باشيم كه : آيا اين گفتار امام ، مولاي عزيزمان حسين (ع) تنها مربوط به مردم زمانش بوده و درد رنج آور روحي خود را فقط براي آنها بيان كرده و از آنها خواسته كه تكان بخورند و در مقام عمل به حق و خودداري از باطل برآيند ؟ يا پيامي نيز براي ما هست و گويي هم اكنون مقابل ما ايستاده و با روحي افسرده و ملول مي گويد : شما اي مدعيان محبت من ، اگر راست مي گوييد و جداً دوستدار من هستيد ؛ درد دلم را بشناسيد و به دادم دلم برسيد .

 

« الا ترون انّ الحقّ لا يعمل به و انّ الباطل لا يتناهي عنه ؛ آيا نمي بينيد كه به حقّ عمل نمي شود و از باطل خودداري نمي گردد ؟! »

 

درددل من همين است . آيا شما خودتان چگونه ايد و با حق و باطل چگونه عمل مي كنيد ؟ نكند در عين حال كه براي من بر سر و سينه ي خود مي زنيد ، در تمام شؤون زندگي خود حق را زير پا و باطل را روي سر بنشانيد و حدود حلال و حرام خدا را رعايت ننماييد ؟! به راستي كه ما بايد شديداً مراقب رفتار و گفتار خود باشيم و حداقل حسناتمان را تبديل به سيئات ننماييم ! ما موظيم همين عزاداري امام حسين (ع) را كه عبادت بسيار بزرگ ماست ، آلوده به گناه نكنيم . بدانيم كه هر عبادتي آفتي دارد و آن را بي اثر مي كند . نماز و روزه و حج آفت دارند و اگر با ريا انجام بشود ؛ نه تنها باطل و بي اثر بلكه عنوان شرك و معصيت نيز به خود مي گيرند . همين سينه زني ها و تشكيل مجلس دادن ها و منبر رفتن ها ، آفات بسياري دارند . اگر رعايت حدود نكنيم از آثار معنوي آنها بي بهره خواهيم بود و در روز جزا علاوه بر آتش حسرت و ندامت ؛ در آتش قهر خدا خواهيم سوخت ؛ كه خدا فرموده است :

 

« و انذر هم يوم الحسره اذ قضي الامر و هم في غفله و هم لا يؤمنون ؛ آنها را از روز حسرت – روز رستاخيز عظيم قيامت – كه همه چيز پايان گرفته – و ديگر راه جبران و بازگشتن نيست – بترسان كه عمر خود را در دنيا به غفلت سپري كرده و ايمان به حقيقت نياورده اند . »

 

سوره مريم ، آيه 39 .

 

بزرگواراني كه در مسير ارشاد و هدايت مردم شغل مقدس سخنراني ديني يا مداحي اهل بيت عليهم السلام را دارند ، چه بسا سزاوار است كه عظمت كار خود را بشناسند و از آفات اين عبادت بزرگ آگاه و سخت مراقب باشند كه به حريم اقدس اهل بيت عليهم السلام اسائه ي ادبي نشود و هتك حرمتي نگردد .

 

صفير هدايت شماره 26 ، صص 17 – 16 ( از فرمايشات حضرت آيت الله ضياء آبادي ) .

 

 

برگرفته شده از كتاب عزادار حقيقي نوشته محمد شجاعي

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/13در ساعت عاشقی   توسط آن ابرهای ترک خورده  | 

در روز عاشورا وقتي ابو ثمامه صاعدي به حضرت چنين عرض كرد : « دوست دارم پروردگار خود را در حالي ديدار كنم كه اين نمازي را كه وقتش رسيده خوانده باشم » .

 

امام فرمودند : « نماز را ياد آوردي خدا تو را از نماز گزاراني كه در ياد اويند قرار دهد . بخواهيد از ما دست بردارند تا نماز گزاريم » . وقتي با مقاومت دشمن روبه رو شد ، فرمودند : « واي بر تو اي عمر سعد ! آيا آيين هاي اسلام را از ياد برده اي ؟! چرا دست از جنگ نمي كشي تا نماز گزاريم و به جنگ برگرديم ؟! » .

 

آري امام حسين (ع) جنگ را به خاطر نماز كه ستون دين است ، متوقف كرد و به نماز اول وقت پرداخت ؛ ولي بسياري از عزاداران در هيئت ها و دسته هاي عزاداري حاضر نيستند ، عزاداري را برا ي نماز متوقف كنند و گاهي ديده مي شود تا ساعتها پس از اذان هم به عزاداري ادامه مي دهند . از اين زشت تر و بدتر آنكه به نصيحت و تذكر عزاداران اهل نماز كه به هر چيز در جايگاه خودش اهميت مي دهند ، توجه نمي كنند و بلكه از اين تذكر هم ناراحت مي شوند . چون فلان مقدار سينه زني يا گريه را و يا خواندن فلان مقدار شعر و نوحه را و يا فلان مقدار شور گرفتن را واجب !!! مي دانند . آن هم واجبي كه نبايد به هيچ وجه به تاخير بيفتد تا مبادا به حال مجلس لطمه اي وارد شود . چشم و گوش خود را به تذكر افراد خيرخواه مي بندند و اين واجب بزرگ الهي را با بهانه هاي بي اساس سبك مي شمرند .

 

اگر بخواهيم به ميزان زشتي اين كار بيشتر پي ببريم ، بايد به اين دو روايت از پيامبر اكرم (ص) توجه كنيم .

 

1- « امّا شفاعتي ففي اصحاب الكبائر ما خلا اهل الشرك و الظلم ؛ شفاعت من درباره مرتكبان گناهان كبيره است ، به جز مشركان و ستمگران » .

مستدرك الوسائل ، ج 11 ، ص 364 .

 

2- « لا ينال شفاعتي من استخف بصلاته و لا يرد عليّ الحوض لا و الله ؛ كسي كه نماز را سبك بشمارد به شفاعت من دست نيابد و به خدا سوگند كه در كنار حوض ( كوثر ) بر من وارد نشود » .

 

اصول كافي ، ج 6 ، ص 400 .

 

از اينكه پيامبر (ص) كسي را كه مرتكب گناه كبيره شده شفاعت مي كند ولي سبك شمارنده نماز را شفاعت نمي كند ، معلوم مي شود كه سبك شمردن نماز از ساير گناهان كبيره اي كه مورد شفاعت پيامبر و آلش عليهم السلام قرار مي گيرند ، بزرگتر و آثار آن براي روح انسان ، خطرناكتر است .

 

حال مي گوييم : تكيه بر جنبه عاطفي و احساسي در عزاداريها و غفلت از وظايف اصلي مان كه فلسفه حقيقي عزاداري هستند ، موجب مي شود كه انسان در منكرات زيادي سقوط كند . يعني درست همان چيزهايي كه سيد الشهداء براي نهي از آنها كشته شده است . او خود هدف از قيامش را امر به معروف و نهي از منكر ، احياي احكام دين و نيز عمل به حق و نهي از باطل معرفي مي كند . اين نوع عزاداري ها يك ظلم آشكار و عميق در حق محمد و آل محمد (ص) است كه موجب آزار و اذيت آنها مي شود .

عامل اصلي قيام سيد الشهداء احياي دين خدا و مبارزه با بدعتها و انحرافاتي است كه در دين و جامعه اسلامي پديد آمده بود ، بزرگترين مصيبت در نزد همه انبياي الهي و چهارده معصوم عليهم السلام ضعيف شدن دين در جامعه و محروميت مردم از آموزشهاي دين است .

 

سوال اينجاست :

آيا عزاداران امام حسين (ع) كه براي احياي حق و مبارزه با باطل قيام كرد ، اين اجازه را دارند كه در عزاداريها ، حق و دستورات حق را زير پا بگذارند و امور باطل را رواج دهند ؟

 درمجالس امام حسين (ع) كه شهيد راه حق است ، اشعار و نوحه هاي باطل ، ابزار و آلات باطل ، آداب و رسوم باطل ، چه مي كند ؟

 

 

برگرفته شده از كتاب عزادار حقيقي نوشته محمد شجاعي

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/10در ساعت عاشقی   توسط آن ابرهای ترک خورده  | 

يكي از تعابيري كه در زيارت عاشورا آمده است ، عبارت « وَالْوِتْرِ الْمَوْتُور » است كه به معناي مصيبت زده و مظلومي است كه انتقام او گرفته نشده باشد . ممكن است اين سؤال مطرح شود كه مگر مختار ثقفي با كشتن قاتلين امام حسين (ع) انتقام خون آن حضرت را نگرفت ؟ مگر آنها در جهنم به عقوبت الهي و شديدترين عذابها كه فوق تصور ما است ، گرفتار نيستند ؟

آيا اگر دست ما به آنها مي رسيد مي توانستيم آنها را به عذابي شديدتر از آنچه كه الان گرفتار آن هستند عقوبت كنيم ؟ آيا باز هم اين تعبير درباره امام حسين (ع) صدق مي كرد ؟

توضيح اينكه آنچه در كربلا و نيز در زمان شهادت ساير معصومين عليهم السلام اتفاق افتاده دو چيز است :

 

1- مصيبت عظيم يا شهادت مظلومانه ايشان كه با ريخته شدن خون مطهر و شريفشان و يا مسموم شدن آنها به دست دشمنان صورت گرفته است در مقابل چنين مصيبتي كشته شدن ابن ملجم و ابن سعد و شمر و ... و گرفتار شدن آنها به عذاب الهي به عنوان قصاص خون كافي است .

 

2- مصيبت اعظم كه همان محروميت جامعه انساني از رهبري و حاكميت خليفه خدا و امام معصوم و متخصص الهي با كنار زدن آنها از مقامي كه خداوند براي آنها تعيين كرده است . شكي نيست نسبت به اين ظلم و جنايت بزرگ هرگز انتقام آنها گرفته نشده و جنايت و خسارت عظيمي كه بر جامعه انساني در طول تاريخ شده است ، هرگز جبران نشده است .

 

آنچه كه مختار انجام داد ، انتقام خون بدن امام حسين عليه السلام به عنوان شخص حقيقي – و نه به عنوان امام و خليفه خدا – بود .

به همين دليل وقتي سر بريده عمرسعد و پسرش را در مقابل مختار قرار دادند ، گفت : « آن به جاي حسين و اين به جاي علي بن حسين » و بعد گفت : « هرگز مساوي نيستند به خدا قسم اگر سه چهارم قريش را بكشم ، به جاي يك بند انگشت از انگشتان او نيز نمي شود » .

تاريخ طبري ، ج 4 ، ص 532 .

 

اما انتقام مصيبت اعظم گرفته نشده است . چرا كه اثرات و عواقب اين مصيبت هنوز در جامعه انساني وجود دارد و ساليان درازي است كه جامعه جهاني از رهبري و حاكميت سياسي و معنوي يك امام معصوم و متخصص در امر هدايت انسان به سوي هدف خلقتش محروم بوده و هست .

 

 

برگرفته شده از كتاب عزادار حقيقي نوشته محمد شجاعي

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/11/09در ساعت عاشقی   توسط آن ابرهای ترک خورده  | 

روشهايي كه معصومين عليهم السلام در اين كار مهم بكار گرفته اند ، مختلف بوده است . ما در اينجا به برخي از اين روشها اشاره مي كنيم .

 

 1) عزاداري قبل از شهادت

گاهي قبل از آنكه معصومي از دنيا رود و به شهادت برسد ، با ذكر مكان و كيفيت شهادت خويش و يا معصوم ديگر ، مي گريستند و ديگران را نيز به گريه مي انداختند تا شيعيان را نسبت به اهميت آن حادثه و وظايفشان در قبال آن آگاه سازند .

پيامبر اكرم ( ص ) به مناسبتهاي مختلف از قبيل تولد امام حسين ( ع ) و غيره مصائب حضرت را به ياد مي آورد و براي ديگران نقل مي كرد . خود مي گريست و ديگران را نيز مي گرياند .

 

امير المومنين و حضرت زهرا ( س ) نيز چنين مي كردند . پيامبر ( ص ) خطاب به دختر گراميشان چنين فرمودند :

 « فاطمه جان ! روز قيامت هر چشمي گريان است ؛ مگر چشمي كه در مصيبت و عزاي حسين گريسته باشد ، كه آن چشم در قيامت خندان است و به نعمتهاي بهشتي مژده داده مي شود » .

 

2 ) عزاداري پس از شهادت

گاهي با اقامه مجالس عزا عملاً به شيعيان درس عزاداري مي دادند .

 

امام رضا ( ع ) مي فرمايند :

« هرگاه ماه محرم فرا مي رسيد ، پدرم ( موسي بن جعفر عليه السلام ) ديگر خندان ديده نمي شد و غم و افسردگي بر او غلبه مي يافت تا آنكه ده روز از محرم مي گذشت ، روز دهم محرم كه مي شد آن روز ، روز مصيبت و اندوه و گريه پدرم بود » .

 

و امام صادق عليه السلام مي فرمايند :

امام زين العابدين ( ع ) بيست سال ( به ياد عاشورا ) گريست و هرگز طعامي پيش روي او نمي گذاشتند ، مگر اينكه گريه مي كرد » .

 

3 ) اختصاص هزينه براي عزاداري

گاهي با اختصاص بودجه براي عزاداري هم اهميت آن را مي فهماندند و هم به شيعيان براي اختصاص بودجه جهت عزاداري ها و هزينه كردن در اين راه بسيار مهم ، الگو مي دادند .

 

امام صادق عليه السلام مي فرمايند :

« پدرم امام باقر ( ع ) به من فرمودند : اي جعفر ! از مال خودم فلان مقدار وقف نوحه خوانان كن كه به مدت ده سال در منا در ايام حج ، بر من نوحه خواني و سوگواري كنند » .

 

4 ) تشويق به عزاداري با ذكر ثواب آن

گاهي سياست تشويق را پيش مي گرفتند و براي ترغيب مردم ثوابهاي فراواني را از طرف خداوند ، تضمين مي كردند .

الف – گريستن ، گرياندن ، حزن و اندوه

 

امام رضا (ع) مي فرمايند : هركس كه عاشورا ، روز مصيبت و اندوه و گريه اش باشد ، خداوند روز قيامت را براي او روز شادي و سرور قرار مي دهد » .

 

امام صادق (ع) مي فرمايند : نزد هركس كه از ما ( و مظلوميت ما ) ياد شود و چشمانش پر از اشك گردد ، خداوند چهره اش را بر آتش دوزخ حرام مي كند » .

 

ب – سرودن شعر در رثاء و مظلوميت و يا فضايل اهل بيت عليهم السلام

 

امام صادق (ع) مي فرمايند : هيچ كس نيست كه درباره حسين عليه السلام شعري بسرايد و بگريد و با آن بگرياند مگر آنكه خداوند ، بهشت را بر او واجب مي كند و او را مي آمرزد » .

 

ج – دستور به برپايي مجالس بزرگداشت اهل بيت عليهم السلام

 

 امام رضا (ع) مي فرمايند : هركس در مجلسي بنشيند كه در آن ، امر ( و خط و مرام ) ما احياء مي شود ، دلش در روزي كه دلها مي ميرند ، نمي ميرد » .

 

د – بيان ثواب و فضيلت زيارت قبور اهل بيت عليهم السلام و ساير اولياي الهي

 

امام باقر (ع) مي فرمايند : اگر مردم مي دانستند كه چه فضيلتي در زيارت قبر حسين است ، از شوق زيارت مي مردند » .

و نيز فرمودند : سجده بر تربت حسين عليه السلام حجابهاي هفتگانه را پاره مي كند » .

 

نظر علامه طباطبايي ( رحمه الله ) درباره ي ثواب عزاداري

مرحوم علامه طباطبايي كه خود بسيار اهل گريه و عزاداري بودند در پاسخ به اين سوال كه چگونه طبق فرمايش امام صادق ( ع ) يك قطره از اشك عزادار آتش جهنم را فرو مي نشاند ، مي فرمايند :

 

« چه مانعي دارد كه قطره اشكي به اذن و خواست خدا ، آتش جهنم را خاموش گرداند ، در واقع اشك نظير توبه است كه باعث آمرزش گناه و محو آثار و از بين بردن عذاب مي شود ، و نيز در نقطه مقابل آن كفر ، باعث حبط و نابودي حسنات و نعمتهاي بهشتي و سبب افروختن آتشي مي گردد » .

 

در محضر علامه طباطبايي ، ص 122 .

 

 

برگرفته شده از كتاب عزادار حقيقي نوشته محمد شجاعي

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/11/08در ساعت عاشقی   توسط آن ابرهای ترک خورده  | 

 

  RSS