تبليغاتX

« أنـا قتيــل العـَبـَــــره »
من کشته ی اشک هستم
 

 

 

  

 

ببينيم وجود نازنين امام زمان (عج) كه عزادار حقيقي جدّ بزرگوارش و منتقم اصلي خون او مي باشد ، هزار سال پيش چگونه از بي وفايي و عدم همدلي شيعيانش كه ناشي از جهالت و بي همتي آنها است ، شكايت مي كند :

 

« اگر شيعيان ما – كه خداوند بر انجام طاعت موفقشان بدارد – در وفا كردن به عهد ما همدل بودند ، مباركي ملاقات ما از آنها به تاخير نمي افتاد و سعادت ديدار همراه با معرفت ما به سوي آنها مي شتافت . پس ما را از آنها پوشيده نمي دارد ، مگر همان چيزهايي كه از آنها به ما مي رسد و ما دوست نداريم و از آنها انتظار نداريم » .

 

وقتي شيعه نا آگاه نمي تواند عزادار حقيقي باشد ، به طريق اولي منتظر حقيقي امام زمان ( عج ) نيز نيست .

منتظر حقيقي مي داند كه بدون فهم دين و آشنايي با حلال و حرام الهي نه تنها به خداوند و حضرت بقيــــــه الله الاعظــــــم – ارواحنــا له الفـــــــداء – نمي توان نزديك شد ، بلكه ضعف در دين و فهم آن انسان را از آنها دورتر مي كند و بيشتر به گناه مي اندازد . كساني كه صرفاً به ظواهر دين مي پردازند و در تطبيق اعمال و عباداتشان با حكم شرع و دستورهاي خداوند بي توجهي و بي مبالاتي مي كنند و به ميل و سليقه خود دينداري مي كنند ، به جاي كمك به امام زمان (عج) ، آن حضرت را رنج مي دهند و دل مبارك حضرت را خون مي كنند .

واي بر كسي كه امامش از او شكايت كند . پناه بر خداوند كه انسان ادعاي دين و محبت به حضرت كند ، ولي دينداري و رفتار او و محبت هاي او حضرت و ساير معصومين عليهم السلام را آزار دهد و به جاي جلب محبت و نزديكي به آنها راه خشم و دوري از آنها را طي كند و مورد لعنت و غضب آنها قرار گيرد .

 

دانش انـــــــــــدوز و ادب ورز كه در مــــــــــــجلس او

هــــــــــــــر كه را نــيست ادب ، لايــق صـــحبت نبـــــــــود

 

بنابر اين منتظر حقيقي كسي است كه سعي زيادي در تطبيق همه رفتارها ، اخلاق و عقايد خود با حقيقت دين و آنچه معصومين عليهــــم السلام به او آموخته مي كند ، او در دينداري سليقه اي عمل نمي كند و تابع هوي و هوس خود و ديگران نيست ، بلكه در هر كاري به دنبال اين است كه بداند دستور دين در مورد آن چيست ؟ منتظـــــــر حقيقي رفتارش بر اساس عمليـــــــه است و از رفتارهاي من درآوردي و جاهلانه به شدت دوري مي كند تا دين او و همه شؤون زندگي او مورد رضا و قبول مولايش قرار گيرد و بتواند در رديف دوستان و ياران حقيقي حضرت قرار گيرد .

 

گــــــــر طالب لقـــــــــــاي امامي به علـــــــــــم كوش

اهل نظــــــــــــر معـــــامله با آشنــــــــــــــا كند

 

منتظر ، نهايت بينش و بصيرت خود را به كار مي گيرد تا آنچه را در دين نيست ، به اسم دين نپذيرد و آنچه در دين است ، رها و طرد نكند و در اين راه از علماي رباني مدد مي جويد و هرگز خود را از جمع علما و اهل دين كه با بصيرت دين داري مي كنند ، جدا نمي كند . او تشنــــه مطالعه و فهم بيشترو روز افزون دين است و از جاهلان و بي خردان به شدت دوري مي كند ، مگر آنكه بخواهد به آنها چيزي بياموزد ؛ بدون اينكه خود اثر بدي بپذيرد .

 

برگرفته شده از كتاب عزادار حقيقي ، نوشته محمد شجاعي

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/05در ساعت عاشقی   توسط آن ابرهای ترک خورده  | 

 

 

پيدايش روح انتقـــــــــــــــام

 

عبارت « و الوتر الموتور » نشان مي دهد كه ماجراي عاشورا يك امر شخصي و تاريخي نبوده است كه تمام شده باشد بلكه امري مربوط به همه جامعه انساني و همه زمانها است و انتقام سيد الشهداء با كشته شدن قاتلين حضرت گرفته نشده است . سخن از خون بدن حضرت نيست بلكه سخن از « خون خدا » است كه در وجود همه انسانها جريان دارد . سخن از حسين (ع) به عنوان شخص حقيقي نيست بلكه سخن از مظهر خدا و خليفه و نماينده او در روي زمين و يك شخصيت حقوقي است كه به همه مردم روي زمين تعلق دارد . حسين (ع) و همه اهل بيت عليهم السلام  همان روح و نفخه خداوند هستند كه در وجود همه انسانها دميده شده است .

 

« و نفخت فيه من روحي ؛ از روح خودم در آن دميدم » سوره حجر ، آيه 29 – سوره سجده ، آيه 9 – سوره ص ، آيه 72 .

 

همه انسانها در درون خود پرتوي از امام حسين (ع) و نيز ساير اهل بيت عليهم السلام را دارند .

 

به قول مرحوم ميرزا اسماعيل دولابي ( رحمه الله عليه )  :

 

« فرمود : همه زمينها كربلا و همه روزها عاشـــورا است ولي نفرمود همه شما امام حسينيد . گذاشت خودتان درك كنيد ... پس بگرد و در خودت امام حسين را پيدا كن » .

مصباح الهـــــــدي ، ص 300 .

 

به همين علت است كه در زيارت عاشورا از خداوند مي خواهيم كه انتقام خون خودمان را همراه حضرت مهدي (عج) روزيمان كند و چنين عرض مي كنيم :

 

« فاسئل الله الذي اكرم مقامك و اكرمني بك ان يرزقني طلب ثاري مع امام هدي ظاهر ناطق بالحق منكم » .

 

انتقام حسين (ع) به كشتن شمر و هم دستان شمر نيست بلكه به ريشه كن كردن ظلم از سراسر جهان و نابود كردن طاغوتها و يزيديان زمان است . اينكه گفته اند كل يوم عاشــــورا و كلّ ارض كربلا يعني ما هميشه حسين (ع) را داريم . اگر ما خودسازي كرده باشيم مثل حسين (ع) و با روح حسيني عمل كنيم ، ملحق به حسين (ع) هستيم . اگر سفارش به عزاداري حسين (ع) شده است ، بدين معناست كه امكان ظهور « حسين » ها در تمام زمانها وجود دارد . يعني كساني كه مثل حسين (ع) عمل كنند و اين جز با سنخيت و برخورداري از روح حسيني امكانپذير نيست .

انتقام حسين (ع) يعني بازگرداندن خون خدا در رگهاي جامعه ، يعني قرار گرفتن خليفه خدا در راس حاكميت جامعه جهاني . به همين علت هم انتقام بايد همراه امام زمان (ع) و به دست او انجام گيرد . وظيفه ما مقدمه سازي ظهور و برداشتن موانع ظهور براي همراهي با حضرت با حضرت در عمليات انتقام است كه جز با داشتن « روح انتقام » انجام اين وظيفه ممكن نيست . دعا و شعار ما در اين مرحله اين است كه بگوييم :

 

« اعظم الله اجورنا و اجوركم بمصابنا بالحسين ؛ خداوند اجر ما و شما را در مصيبتمان براي حسين عليه السلام عظيم كند » .

 

دعا و شعار ما در اين مرحله اين است :

« جعلنا و اياكم من الطالبين بثاره مع وليه المهدي من آل محمد ؛ خداوند ما و شما را از انتقام گيرندگان حسين همراه ولي خودش مهدي از آل محمد (ص) قرار دهد » . پس وظيفه اصلي شيعه و شعار اصولي او در برخورد با مصيبت اعظم همراهي با منتقم اصلي در عمليات انتقام است كه بايد تحقق يابد .

نمي توان به امام زمان (ع) گفت كه : ما در مصيبت عظيم همراه تو براي جدّ غريبت گريه مي كنيم ولي در مصيبت اعظم از همراهي تو براي انتقام و بازگرداندن « خون خدا » به پيكر جامعه معذور و معاف هستيم ، آنچه كه حضرت در اين مرحله از ما مي خواهد شركت در عمليات انتقام است نه صرف گريه و عزاداري .

 

از آنچه كه درباره انتقام و روح انتقام گفته شد ، به خوبي روشن مي شود كه رسيدن به روح انتقام و داشتن چنين روحي يك مقام و يك مرتبه بسيار بالا و ارزشمند است . زيرا اگر كسي داراي چنين روحي شود ، به معناي آنست كه فرزند حقيقي اهل بيت عليهم السلام است و ولي دم آنها است كه گرفتن انتقامشان بر او واجب شده است ، يقين پيدا كرده است و عضو حقيقي حزب امام حسين (ع) و خانواده اهل بيت عليهم السلام شده است به شرط اينكه صرفاً به داشتن روح انتقام اكتفا نكند ، بلكه به مقتضاي آن عمل كند به عبارت ديگر انتقام خود را عملي كند و وارد مرحله عمليات انتقام يا مرتبه پنجم عزاداري شود .

 

برگرفته شده از كتاب عزادار حقيقي نوشته محمد شجاعي

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/11/30در ساعت عاشقی   توسط آن ابرهای ترک خورده  | 

دكتر « مايكل برانت » - يكي از معاونان سازمان « سيا » در كتابي با عنوان « نقشه اي براي جدايي مكاتب الهي » پرده از طرح توطئه بزرگ استكبار جهاني عليه تشيع برداشت و نوشت :

 

« در يك گردهمايي كه با حضور مقامات سازمان اطلاعات مركزي آمريكا ( سيا ) برگزار شد و در آن نماينده اي از سرويس اطلاعات انگليس به علت تجارب زياد اين كشور در جوامع اسلامي نيز حضور داشت ، اين نتيجه حاصل شد كه شيعيان بيشتر از ديگر مذاهب اسلامي فعال و پويا هستند » .

 

وي در همان كتاب آورده است : « در اين گردهمايي تصويب شد كه روي اين مذهب تحقيقات بيشتري صورت گيرد و طبق اين تحقيقات برنامه ريزي هايي داشته باشند . به همين منظور 40 ميليون دلار براي آن اختصاص داده شد » . ...

وي درباره ي راه حلهاي متكي بر اين تحقيق ، مي نگارد : « اين تحقيقات ما را به اين نتيجه رساند كه به طور مستقيم نمي توان با مذهب شيعه رو در رو شد و امكان پيروزي بر آن بسيار سخت است و بايد پشت پرده كار كنيم » .

اين مقام ارشد سازمان سيا مي نويسد : « ما برنامه ريزي هاي گسترده اي را براي سياست هاي بلند مدت خود طرح كرديم .

تبليغات گسترده عليه مراجع ديني به منظور زوال مقبوليت آنها در ميان مردم ، حمايت از سخنرانان و مداحان سودجو و شهرت طلب و معرفي شيعه به عنوان يك مسلك خرافي و در نهايت زدن تير خلاص به اين مذهب از جمله برنامه هاي ما در اين عرصه است » .... مقام ارشد سازمان سيا در همان كتاب مي آورد : « يكي از مواردي كه بايد روي آن كار مي كرديم ، موضوع فرهنگ عاشورا و شهادت طلبي بود كه هرساله شيعيان با برگزاري مراسمي اين فرهنگ را زنده نگاه مي دارند . ما تصميم گرفتيم با حمايتهاي مالي از برخي سخنرانان و مداحان و برگزار كنندگان اصلي اين گونه مراسم كه افرادي سودجو و شهرت طلب هستند ، عقايد و بنيان هاي شيعه و فرهنگ شهادت طلبي را سست و متزلزل كنيم و مسائل انحرافي در آن به وجود آوريم » .

 

ساموئل هانتينگتون – نظريه پرداز آمريكايي – در گفتگو با روزنامه فرانسوي لوپوان گفته است : « امروز تمدن اسلام مهم ترين بلوك ايدئولوژيكي است كه سر راه تمدن غرب قد علم كرده است و اين تمدن را مجبور كرده است از جاه طلبي هاي جهان شمول دست بردارد » .

روزنامه جمهوري اسلامي ، سه شنبه 15 دي 1383 ، شماره 7388 ، سال بيست و ششم .

 

 

انگيزه محبين اهل بيت عليهم السلام از برگزاري مجالس عزاداري چيست ؟

درباره اين گروه بايد گفت كه همه آنها داراي يك انگيزه واحد نيستند . در يك تقسيم بندي ساده و اوليه مي توان آنها را به دو دسته تقسيم كرد .

 

دسته اول ، شيعيان و محبين ساده دل و جاهلي هستند كه از روي اخلاص و دلسوزي و نشناختن بُعد ديگري غير از جنبه عاطفي براي حماسه حسيني ندارند و با هدف قيام سيد الشهداء و نيز فلسفه عزاداري آشنا نيستند و به عزاداري به عنوان يك رسم و سنت رسيده از پدران خود نگاه مي كنند .

دسته دوم ، كساني هستند كه از سادگي و بي خبري دسته اول سوء استفاده مي كنند . اينها كساني هستند كه اين مجالس براي آنها تبديل به محلي براي كسب درآمدهاي سرشار شده است .

استقبال و جهالت دسته اول و شيطنت هاي دسته دوم موجب شده است تا اين گروه در بيشتر گرياندن مردم و مشغول كردن آنها به جنبه هاي مظلوميت و غم انگيز واقعه عاشورا و ساير مناسبتهاي مربوط به اهل بيت عليهم السلام سعي زيادي كنند .

 

بديهي است كه با اين كار جنبه اصلي قيام امام حسين ( ع ) و فلسفه عزاداري حقيقي بر مردم عزادار پوشيده مي ماند و مورد غفلت همگان قرار خواهد گرفت .اين دسته به خوبي مي دانند كه هرچه بيشتر از مردم اشك و ناله بگيرند ، محبوبيت و پول بيشتري نصيب آنان خواهد شد و بنابراين تضمين بيشتري براي كسب شهرت و پول در آينده به دست خواهند آورد .

به راستي كه وجود چنين افرادي ، يك مصيبت بزرگ براي مجالس سوگواري حقيقي و يك عامل بزرگ در مظلوم تر شدن امام حسين ( ع ) و مجالس اوست .

اين مصيبت وقتي بزرگتر و بيشتر مي شود كه چنين افرادي براي كسب پول بيشتر يا شهرت بيشتر به رقابت با يكديگر مي پردازند و هر كدام در ساختن و بافتن مطالب نادرست و تحريف حماسه حسيني بر هم سبقت مي گيرند . اي كاش مصيبت در همين حد متوقف مي ماند . مصيبت بالاتر اينكه هر يك براي بيرون كردن حريف از ميدان به جو سازي عليه ديگري مي پردازند و با عقيده مردم ساده دل و پاكدل به راحتي بازي مي كنند .

چنين اشخاصي نه به مصالح اسلام و جهان اسلام اهميت مي دهند و نه با نظرات مراجع و رهبران ديني كاري دارند .

اين هم فريادي ديگر از شهيد راه مبارزه با تحريف ها ، استاد شهيد مطهري ( رضوان الله تعالي عليه ) :

 

« اگر مي خواهيم به عزاداري حسين بن علي ارزش بدهيم  . بايد فكر كنيم كه اگر حسين بن علي امروز بود و خودش مي گفت براي من عزاداري كنيد ، مي گفت چه شعاري بدهيد ؟ آيا مي گفت بخوانيد : نوجوان اكبر من ، يا مي گفت بگوييد ، زينب مضطرم الوداع الوداع ؟! چه چيزهايي كه من امام حسين در عمرم ، هرگز به اين جور شعارهاي پست و كثيف ذلت آور تن ندادم و يك كلمه از اين حرفها را نگفتم ، اگر حسين بن علي بود مي گفت ... شمر هزار و سيصد سال پيش مرد ، شمر امروز را بشناس ... » .

 

              

برگرفته شده از كتاب عزادار حقيقي نوشته محمد شجاعي

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/11/07در ساعت عاشقی   توسط آن ابرهای ترک خورده  | 

 مرتبه پنجم عزاداري   

در مرتبه پنجم ، عزاداري براي امام حسين ( ع ) ، بدون داشتن روح انتقام و بدون پيوند داشتن با منتقم حقيقي خون او ، براي يك شيعه جرم كمي نيست .

برپايي مجالس عزاداري براي اهل بيت ، بدون حركت براي ظهور و بدون خدمت و كمك به امام زمان ( عج ) در برداشتن موانع ظهور ، فريبي بزرگ و يك غرور بيجا و يك ظلم عظيم در حق همه اهل بيت به خصوص منتقم خون آنها ، و يك خيانت در حق همه مظلومان عالم است . 

 

امام خميني آن سلاله پاك رسول الله ( ص ) و آن فرزند شايسته حسين بن علي ( ع ) و آن نائب برحق امام زمان ( عج ) به عنوان معمار و رهبر كبير انقلاب بزرگ و  اسلامي ملت ايران از يك سو ايران را كشور امام زمان ( عج ) معرفي و اعلام مي كنند و از طرفي غفلت مسئولان از سازماندهي قواي كشور براي حركت به سوي ظهور امام زمان ( عج ) و تشكيل حكومت جهاني ايشان را يك خيانت سهمگين و خطري بزرگ مي دانند و چنين مي فرمايند :

 

« مسئولان ما بايد بدانند كه انقلاب ما محدود به ايران نيست . انقلاب مردم ايران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداري حضرت حجت – ارواحنا فداه – است كه خداوند بر همه مسلمانان و جهانيان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد . مسائل اقتصادي و مادي اگر لحظه اي مسئولين را از وظيفه اي كه بر عهده دارند ، منصرف كند ، خطري بزرگ و خيانتي سهگين را به دنبال دارد . بايد دولت جمهوري اسلامي تمامي سعي و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنمايد ، ولي اين بدان معنا نيست كه آنها را از اهداف عظيم انقلاب كه ايجاد حكومت جهاني اسلام است ، منصرف كند » .

 

عزاداري براي يك شيعه بدون تمناي منتقم اصلي و بدون جهاد و مبارزه با دشمنان و موانع ظهور ايشان ، مسخره كردن خود و يك دروغ بزرگ بلكه يك نفاق عظيم است .

امير المؤمنين عليه السلام در باره وجود مقدس امام زمان ( عج ) چنين فرمودند :

 

« صاحب هذا الامر ، الشّريد الطّريد الفريد الوحيد : صاحب اين امر ، آواره طرد شده يگانه تنهاست » .

 

بحار الانوار ، ج 51 ، ص 120 .

 

اين حالت همان مصيبت اعظم است كه جهان در جهل و گمراهي غرق شده و تشنه دين حق و رهبر الهي باشد ، و چنين رهبري آواره و تنها و مظلوم باشد .

 

عزادار در اين مرتبه كه مرتبه كامل شده ي همان مرتبه چهارم است . از صفاي باطن بالاتر و معرفتي عميقتر برخوردار است . در اين مرتبه « عزادار حقيقي » كه در سايه معرفت بالاتري كه كسب كرده است ، به مودت نسبت به اهل بيت و نيز به حس انتقام نسبت به دشمنان آنها دست يافته است ، بيشتر به « عمل » روي مي آورد . عملي كه زاييده مودت و مبتني بر عقيده و بينش عميق و الهي است .

عزادار حقيقي كسي است كه اگر براي مصيبت عظيمي كه بر امام حسين ( ع ) وارد شده است ، گريه و ناله سر مي دهد ، در برابر مصيبت اعظم بيشتر عزادار است .

رسول اكرم ( ص ) فرمودند :

 

« ان لقتل الحسين ( ع ) حراره في قلوب المومنين لا تبرد ابداً : به درستي كه براي قتل حسين ( ع ) حرارتي در دلهاي مؤمنان است كه هرگز سرد نمي شود » .

 

عزادار حقيقي اگر از كشته شدن حضرت و اصحابش عليهم السلام كه مصيبت عظيم است ، آتش و حرارتي سرد نشدني در دل دارد ، از كنار گذاشته شدن حضرت از مقامي كه خداوند براي او ترتيب داده بود ، به مراتب بيشتر مي سوزد . زيرا در وجود او نفخه و روح حسيني قرار دارد .

او فرزند حقيقي سيد الشهداء است كه خداوند او را ولي دم آن حضرت قرار داده است ، در دل او آتش كينه مقدس از دشمنان خدا و انسانيت است كه او را به مرتبه پنجم عزاداري يعني مرتبه عملياتي شدن و جهاد و مبارزه با دشمنان حسين وارد مي سازد .

دعاي او در اين مرحله همانطور كه در زيارت عاشورا و ساير زيارات به او تعليم شده است ، اين است كه :

 

« فاسئل الله الذي اكرم مقامك و اكرمني بك ان يرزقني طلب ثارك مع امام منصور من اهل بيت محمد صلي الله عليه و آله : از خدايي كه تور ا گرامي داشت و مرا هم به وسيله تو گرامي داشت ، مي خواهم كه خونخواهي تو را همراه امام منصور از اهل بيت محمد ( ص ) روزي من گرداند » .

 

 

مرتبه پنجم ، مرتبه عملياتي شدن و اقدام عليه دشمنان دين و اهل بيت عليهم السلام و عاملين مصيبت اعظم است . به عبارت ديگر اين مرتبه لازمه فهم درست از مصيبت اعظم است . مصيبت اعظم هيچ عكس العملي جز جهاد و مبارزه نمي طلبد .

                                                                                                                                                

برگرفته شده از كتاب عزادار حقيقي نوشته محمد شجاعي

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/06در ساعت عاشقی   توسط آن ابرهای ترک خورده  | 

 محتواي مجالس از نظر امام حسين ( ع )

وجود مقدس امام حسين ( ع ) ، خود بهترين كس براي تعيين كيفيت و محتواي مجالس است . در يكي از فرمايشات نوراني شان چنين مي فرمايند :

 

« من اتانا لم يعدم خصله من اربع : آيه محكمه و قضيه عادله و اخاً مستفاداً و مجالسه العلماء ؛ هركس به سوي ما آيد – در مجالس ما شركت كند – حداقل يكي از چهار چيز را از دست نمي دهد : اصول عقايد و جهان بيني اسلامي ، قوانين اخلاقي ، برادري سودمند و همنشيني با علماء » .

بحار الانوار ، چ 44 ، ص 195 .

 

بنابراين مجالس اهل بيت جاي آشنايي مردم با اصول دين و اعتقادات ، اخلاقيات و نيز احكام و فروع دين است . يعني همان سه علمي كه رسول الله ( ص ) يادگيري آن را بر هر مسلماني واجب فرموده است . ايشان در فرمايش نوراني ابتدا طلب علم را بر هر مسلماني واجب نموده است ؛ و چنين فرمودند :

 

« طلب العلم فريضه علي كلّ مسلم : طلب علم بر هر مسلماني واجب است » .

اصول كافي ، ج 1 ، ص 30 .

 

بديهي است علمي كه يادگيري آن بر همگان واجب باشد به عبارت ديگر تحصيل آن واجب عيني است ، نمي تواند از نوع علوم روزمره باشد . بلكه علمي است كه با ساختار وجودي انسان و هدف خلقت او و نيز سعادت دنيا و آخرت او ارتباط مستقيم دارد . آنگاه حضرت در مرحله بعد ، علمي را كه تحصيلش بر هر كس واجب است چنين تشريح مي نمايند :

 

« انما لعلم ثلاثه آيه محكمه او فريضه عادله او سنّه ائمه و ما خلا هنّ فهو فضل : علم حقيقي سه چيز است اصول عقايد ، اخلاق و احكام و غير از اينها فضل است » .

اصول كافي ، ج 1 ، ص 32 .

 

 

بنابراين نتيجه مي گيريم كه مجلس مورد رضايت امام حسين ( ع ) مجلسي است كه در آن عزاداران با حقيقت دين و معارف الهي و انساني و نيز وظايفشان به عنوان يك مؤمن و عزادار حقيقي و يك انسان و شيعه راستين آشنا مي شوند .

 

وقتي برپا كننده مجلس سيد الشهداء ( ع ) خود به مرحله چهارم نرسيده باشد ، در تنظيم برنامه ها اصالت و عمده وقت مجلس را به مداحي و سينه زني اختصاص مي دهد و نسبت به سخنراني و سخنران يا اصلاً توجهي ندارد و يا كم توجه مي باشد و بيشتر وقتها ، اگر سخنراني دعوت مي كنند ، به جاي اينكه مطالب و مواردي را كه سيد الشهداء ( ع ) شايسته مجالس خود دانسته ، از او بخواهند ، بيشتر از او توقع دارند كه از جمعيت اشك و ناله بگيرد . اساساً اين چنين بانياني علاقه زيادي به دعوت از سخنرانان عالم و ورزيده ندارند . بلكه بيشتر كساني را دعوت مي كنند كه بتوانند زمنيه مناسب را براي مداحان و شورگرفتن در مجلس فراهم كنند .

از طرفي ديگر عزاداراني هم كه در مرتبه سوم مانده اند و به مرتبه چهارم راه پيدا نكرده اند ، علاقه اي به استماع سخنراني و آشنا شدن با معارف الهي و آيين زندگي ديني و وظايفشان ندارند . آنها بيشتر ترجيح مي دهند كه هنگام سخنراني وقت خود را در آبدارخانه يا بيرون مجلس با چاي خوردن و گپ زدن بگذرانند و اگر ناچار باشند در مجلس بنشينند ، با بي حوصلگي به سخنراني گوش مي دهند و ترجيح مي دهند زودتر عزاداري و شور گرفتن آغاز شود و چه بسا به صورت هاي مختلف اين بي حوصلگي را به اطلاع سخنران مي رسانند .    

         

برگرفته شده از كتاب عزادار حقيقي نوشته محمد شجاعي

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/11/05در ساعت عاشقی   توسط آن ابرهای ترک خورده  | 

   مرتبه سوم عزاداري                                                                                          

در اين مرتبه كه شيعيان حضرت بيشترين اعضاي آن را تشكيل مي دهند ، عزادار تنفر و اعتراض خود را نسبت به عاملين مصيبت و جنايتكاران در حق سيد الشهداء عليه السلام و يارانش و به طور كلي همه اهل بيت عليهم السلام اظهار مي كند و بر آنها لعن و نفرين نثار مي كند ؛ آنچه موجب شده كه عزادار از مرتبه دوم به سوم ترقي كند ، شناخت و معرفتي است كه عزادار به وجود مقدس سيد الشهداء (ع) پيدا كرده و اعتقاد بالاتري است كه نسبت به آن حضرت و آيين او يافته است .

شناخت بيشتر سيد الشهداء (ع) و اعتقاد بالاتر و بيشتر به مقام آن حضرت و فهم محدود و نسبي درباره قيام ايشان در برابر يزيد و يزيديان ، موجب گشته كه عزادار از مرتبه دوم به مرتبه سوم ترقي پيدا كند .

همچنين علاوه بر عوامل ذكر شده ، شدت يافتن انس و محبت به آن حضرت ، عواطف و احساسات عزادار را رقيقتر و بيشتر نموده است ؛ و تا جايي كه عزادار در درون خود از يكسو به عنايت حضرت و از سوي ديگر به گريه و آه و سوز براي ايشان و نيز اعلان برائت و بيزاري از قاتلان او احساس نياز بيشتري مي كند . در اين مرتبه عزاداري به نيت كسب ثواب ، برآورده شدن حاجت ها و عرض ادب صورت مي گيرد .

از بررسي اين سه مرتبه به خوبي فهميده مي شود كه عنصر اصلي در اين سه مرتبه ، عنصر عواطف و احساسات است . بررسي دقيق آثار هنري ، نوحه ها و اشعار عاشورايي به خوبي نشان مي دهد كه عزاداري در اين سه مرحله غالباً در سطح عواطف و احساسات است و عزادار به مراحل و مراتب بالاتر راه پيدا نكرده است .

 

آفات عزاداري در مرتبه سوم

متاسفانه در مرتبه سوم ، تحريف ها ، روش هاي ناپسند و بدعتهاي خطرناكي كه با فلسفه عزاداري و روح حماسه حسيني در تضاد هستند ، بوجود آمده است . بيان ماجراهاي جعلي و يا تحريف شده ، خواندن نوحه ها و اشعار كفرآميز كه از سوي مراجع عظام تقليد تحريم شده اند ، نوحه ها و اشعار ضعيف ، موهن و منافي با شخصيت امام حسين (ع) و حماسه او ؛ انجام حركات سبك و انجام اعمال ضد تبليغ كه موجب سوء استفاده دشمنان قسم خورده اسلام و تشيع و نيز تبليغ عليه شيعيان و نظام اسلامي مي شود ، از اين قبيل تحريفها و روشهاي خطرناك هستند .

آنچه بيشتر مايه تاسف و تاثر است ، اين است كه سنت سازي هاي غلط و مخالف با روح دين ، به اسم امام حسين (ع) انجام مي شود ، آن هم با اين توجيه كه چون در راه امام حسين (ع) و به خاطر اوست ، داراي اجر و ثواب و موجب خشنودي آن حضرت است .

از اين گونه اعمال زشت مي توان حمل علامت ها و صليب هاي آهني سنگين ، فخر فروشي در ميزان بلند كردن و چرخاندن آنها ، حتي فخر فروشي به تعداد تيغه هاي اين علامتها در هيئتهاي گوناگون ، و همچنين قمه زني با شكلهاي موهن را نام برد . مسئله مهم اين است كه عامل اصلي حضور اين همه باطل در مراسم بزرگداشت شهيد راه حق چيست و كيست ؟

نگارنده معتقد است يكي از دلايل عمده و اصلي اين گونه روشها ، بدعتها و تحريفها ، همان متوقف ماندن اين مرتبه از عزاداري در سطح احساسات و اتكاي محض به گريه و عواطف است .

وقتي گريه به عنوان يك « وسيله » خوب و كارآمد ، به « هدف » تبديل شد ، زمينه انحراف و دور شدن از هدف اصلي عزاداري فراهم مي شود .

 

متفكر شيعه حضرت آيت الله مطهري ( رحمه الله عليه ) در اين باره چنين مي گويد :

 

« گريستن بر امام حسين عليه السلام كار خوبي است و بايد گريست . به چه وسيله بگريانيم ؛ به هر وسيله كه شد ؟ هدف كه مقدس است ، وسيله هرچه شد ، شد . اگر تعزيه درآورديم ، يك تعزيه اهانت آور . همين قدر كه اشك جاري شد ، اشكال ندارد ! شيپور بزنيم . طبل بزنيم . معصيت كاري بكنيم . به بدن مرد لباس زن بپوشانيم . عروسي قاسم درست كنيم . جعل كنيم . تحريف كنيم !... در نتيجه افرادي دست به جعل و تحريف زدند كه انسان تعجب مي كند ... » .

حماسه حسيني ، ج 1 ، ص 49 .

 

در اين مرتبه بُعد عاطفي ، گريه و سوگواري جاي حماسه ، عمل و معرفت را گرفته است . لذا هيچ خطري از اين مجالس ، دشمنان امام حسين و امام زمان عليهما السلام را تهديد نمي كند .

 

 

برگرفته شده از كتاب عزادار حقيقي نوشته محمد شجاعي

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/03در ساعت عاشقی   توسط آن ابرهای ترک خورده  | 

  مرتبه دوم عزاداري                                                                                            

 در اين مرتبه عزادار غم و نارضايتي خود را به شكل هاي گوناگون از قبيل گرفتگي چهره ، حالت بغض و گريه ( تباكي ) ، گريه كردن ، پوشيدن لباس عزا ، به سينه و سر زدن و ... بروز مي دهد و در اين كار ، گاهي تنها و گاهي به همراه ديگران عزاداري مي كند .

در اين مرتبه عزادار در درون خود با حس غريبي رو به روست كه بين او و امام حسين ( ع ) پيوند و رابطه ي ويژه اي برقرار مي كند . عزادار در اين مرتبه نوعي انس و الفت و نيز نوعي كشش و نياز به آن حضرت پيدا مي كند و همين يافت دروني و نيز نسبت و انس غريب ، او را وادار مي كند كه براي آن حضرت گريه كند و نيز در عزاداري ايشان شركت كند .

گرايش عزاداران كليمي ، مسيحي و پيروان ساير مذاهب – كه براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنند – و نيز احساسي كه به آن حضرت دارند ، نشان دهنده ي اين حقيقت است كه حضرت براي انها يك « غريب آشنا » است .

حقيقت اين است كه همه معصومين عليهم السلام به خصوص وجود مقدس سيد الشهداء عليه السلام در وجود همه انسانها حضور و پرتويي دارند .

معمولاً نفوذ اين « غريب آشنا » به درون قلب عزادار و ايجاد محبت و شدت گرفتن آن ، رفته رفته او را به سوي مرتبه سوم عزاداري مي كشاند .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/11/02در ساعت عاشقی   توسط آن ابرهای ترک خورده  | 

     مرتبه اول عزاداري   

 

در اين مرتبه عزادار در قلب خود از مصيبت وارده به سيد الشهداء عليه السلام ، غمگين و ناراضي است ؛ بدون اينكه غم و نارضايتي خود را معمولاً بروز دهد . اين مرتبه كمترين درجه عزاداري است ؛ و پايين تر از آن ، مرتبه دشمنان حضرت است يعني مرتبه اي كه شخص به مصائب حسيني آگاه شود و ناراحت نگردد و به آن راضي باشد . در باره ي اين گروه در زيارت وارث چنين مي خوانيم :

 

 

« لعن الله امّه قتلتك و لعن الله امّه سمعت بذلك فرضيت به  :  خداوند لعنت كند امتي را كه تو را كشتند و به تو ظلم كردند ؛ و خدا لعنت كند امتي را كه خبر چنين جنايتي را شنيدند و به آن راضي شدند » .

 

كساني كه در مرتبه اول عزاداري هستند ، از هر دين و آييني كه باشند ، به خاطر اندوه قلبي شان براي مصيبت امام حسين عليه السلام در نزد خداوند از ثواب و پاداشي به تناسب عقيده شان برخوردار هستند .

عظمت مقام اهل بيت عليهم السلام به قدري است كه كوچكترين كاري كه براي آنها صورت گيرد ، با پاداشهاي بزرگي از ناحيه آنها جبران خواهد شد .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/11/01در ساعت عاشقی   توسط آن ابرهای ترک خورده  | 

 

  RSS