|
من کشته ی اشک هستم
|
فلسفه آزمایش، روشن ساختن صدق و توانایی و جوهره ناب و قابلیتهای نهفته در انسانها است. ادعای ایمان و حقجویی در صحنه عمل و در بوته آزمایش است که حقانیت و صدق خود را نشان میدهد. از اینرو، انسانهای والا، پیوسته برای موفقیت در امتحان زندگی میکوشند.
آزمون نیز به وسیله سختیها، شهادتها، فقدان عزیزان، از کف رفتن مال و جان و بستگان یا گذشتن از عزیزترین چیزها انجام میگیرد.
قرآن کریم، هشدار میدهد که مردم گمان نکنند با گفتن این که «ایمان آوردیم»، رها میشوند، بلکه باید آزموده شوند، همچون پیشینیان، تا راستگویان از دروغگویان باز شناخته شوند. (1)
میدان جهاد، یکی از بهترین صحنههای آزمون ایمان و اخلاص و صدق انسانهاست. کربلا نیز از شاخصترین میدانهای نبرد حق و باطل بود که صادقان را به حضور و نثار جان میطلبید. بسیاری از آزمون کربلا مردود شدند. جمعی هم که به حیات ابدی و فوز عظیم دست یافتند، شهدای کربلا بودند که نقد جان را در بازار جانان به کف گرفته، با عروس شهادت همآغوش شدند.
امام خمینی (ره) میفرماید:
کارنامه نورانی شهادت و جانبازی عزیزان شما، گواه صادقی بر کسب بالاترین امتیازات و مدارج تحصیلی معنوی آنان است که با مهر رضایت خدا امضا شده است و کارنامه شما در گرو تلاش و مجاهدت شماست. زندگی در دنیای امروز، زندگی در مدرسه اراده است و سعادت و شقاوت هر انسانی به اراده همان انسان رقم میخورد. (2)
یاران امام حسین علیهالسلام که شب عاشوار خود را میان «ماندن» و «رفتن» مخیر دیدند، با انتخاب ماندن و جنگیدن و شهید شدن در رکاب امام حسین علیهالسلام، بالاترین امتیاز را در این آزمون حیاتی به دست آوردند. امام نیز صدق و وفای آنان را ستود و به «بیهمتا» بودن اصحاب خویش، همان شب شهادت داد. ولی آیا همه انسانها در لحظه انتخاب، میتوانند از آزمون رو سفید و موفق بیرون آیند؟ شیرینی زندگی در انتخابهای عالی و موفقیت در این آزمونها است.
پينوشتها:
1- عنکبوت، آیه 1 و 2.
2- صحیفه نور، ج 21، ص 25.
منبع:
پيامهاي عاشورا، جواد محدثي .

چه یک فرد، چه یک اجتماع، وقتی زنده است که «حیات طیبه» داشته باشد و زندگی را تنها نفس کشیدن نداند. حیات طیبه جایی است که ایمان، عزت، آزادگی، شرافت، وفا و پاکی بر زندگی سایه افکند. به تعبیر امیرالمومنین: «اَلَموتُ فی حَیاتِکُم مَقهُورینَ و الحَیاةُ فی مَوتِکُم قاهِرین» (1)؛ زندگی ذلیلانه و مقهورانه، مرگ است و حیات، در مرگ با عزت و قدرت است.
امام حسین علیهالسلام نیز مرگ در مبارزه با ستم و عدوان را سعادت میداند و زیستن در کنار ستمگران و نفس کشیدن ذلیلانه و با خواری را مایه ننگ و دلتنگی میشمارد:
«لا اَری المَوتَ اِلاّ سَعادَةً و الحَیاةَ مَعَ الظّالِمینَ اِلاّ بَرَما.»(2)
آنان که در زندگی، آزادی را بها میدهند و در راه اهداف خویش مبارزه میکنند و سلطه بیداد را نمیپذیرند، ملت زندهاند، اگر چه در این راه، همه کشته شوند. به همین دلیل، شهید، زنده جاوید است و با همین فلسفه، شهدای کربلا حیات جاودانه یافتهاند، چون حیات را در مرگ و زندگی را در شهادت دیدند.
این سخن ماندگار امام حسین علیهالسلام تفسیر روشنتری از مفهوم زندگی ارائه میدهد:
«لَیسَ المَوتُ فی سَبیلِ العزِّ اِلاّ حَیاةً خالِدَةً» (3)؛ مرگ در راه عزت، جز حیات جاوید نیست!
بیتفاوتی یک ملت نسبت به مفاسد و ستمها، نشان مرگ آن جامعه است. همچنان که عصبهای یک عضو اگر قطع شود، نه درد را میفهمد و نه از ضربهای که وارد میشود، حساسیتی از خود نشان میدهد و به دلیل بیحسی، حالتی شبیه بیروحی و مردگی پیدا میکند، جامعهای هم که غیرت دینی و حمیّت انسانی را از دست داده باشد و نسبت به خوب و بد اوضاع، بیتفاوت باشد، مرده است.
عاشوراییان با جهاد و شهادت خویش نشان دادند که زندهاند. جامعه آن روز که مردمش با دیدن آن همه ستم و فساد، عکسالعملی از خود نشان نمیدادند، جامعه مرده بود. عاشورا تزریق خون به پیکر جامعه بود و وارد کردن شوک و برانگیختن حساسیتهای دینی و انسانی.
»»»»»
پینوشتها:
1- نهجالبلاغه، صبحی صالح، خطبه 51.
2- مناقب، ابن شهر آشوب، ج 4، ص 68.
3- اعیان الشیعه، ج 1، ص 581.
»»»»»
منبع:
پیامهای عاشورا، جواد محدثی .