|
من کشته ی اشک هستم
|

مهدى هميشه به ياد حسين
از آنجا كه امام حسين عليه السلام با تمام وجود همه توانمنديها و سرمايههاى خود را ايثار كرد تا اسلام را از خطر اساسى برهاند؛ آخرين حجت الهى نيز تصريح دارند كه همواره به ياد ايثارگرى و فداكاريهاى آن حضرت هستند و شب و روز با يادآورى مصيبتهايى كه بر ايشان روا داشته شد خون گريه مىكنند .
در بخشى از زيارت «ناحيه مقدسه» در اين باره مىخوانيم :
... اگر روزگار وقت زندگى مرا از تو [اى حسين] به تأخير انداخت و يارى و نصرت تو در كربلا در روز عاشورا نصيب من نشد، اينك من هر آينه صبح و شام به ياد مصيبتهاى تو ندبه مىكنم و به جاى اشك بر تو خون گريه مىكنم ...
بدون ترديد اين قبيل از تعابير نهايت محبّت و دلبستگى حضرت مهدى عليه السلام رابه سيّد الشهداء عليه السلام نشان مىدهد و ضرورت زنده نگه داشتن خاطره اباعبداللّه عليه السلام از جمله از طريق عزادارى براى آن حضرت را مورد تأكيد قرار داده و عمق فاجعه كربلا و جنايت بنى اميه به اسلام و انسانيت را افشا مىكند .
حتى اين به ياد امام حسين عليه السلام بودن در عملكرد ساير ائمه اطهار عليهم السلام نيز به چشم مىخورد؛ يعنى آنها نيز در مواقع اشاره به فداكاريها و مظلوميت هاى امام حسين عليه السلام به گونهاى موضوع امام مهدى عليه السلام را مورد تأكيد قرار دادهاند به عنوان مثال در دعاى ندبه امام صادق عليه السلام ياد سيّد الشهداء عليه السلام به همراه امام مهدى عليه السلام گرامى داشته شده است. در حقيقت شكايت شهادت جانگداز حضرت امام حسين عليه السلام به ساحت مقدّس حضرت بقيةاللّه عليه السلام شده است و درخواست مىشود كه به عنايت خداوند متعال هر چه زودتر زمينه ظهور فراهم شود بلكه هر چه زودتر مهدى موعودعليه السلام ظهور نموده انتقام خون آن حضرت را از دشمنان بگيرند...و حتى به پيروان اهل بيت عليه السلام توصيه مىشود كه در شب ميلاد امام عصر (عج) از زيارت امام حسين عليه السلام غافل نشوند .
البتّه اين موضوع به همين صورت در مورد امام حسين عليه السلام نيز مطرح است؛ يعنى حضرت اباعبداللّه حسين عليه السلام نيز همواره به ياد مهدى موعود بودهاند. در دعاى روز ولادت امام حسين عليه السلام از امام مهدى عليه السلام ياد مىشود و در روز عاشورا و در زيارت عاشورا نام و ياد مهدى عليه السلام تسلى بخش قلب سوزان شيفتگان اهل بيت عليهم السلام است .
مجموعه اين برنامههاى حساب شده، پيوند عاشورا و امام حسين عليه السلام را با قيام جهانى امام مهدى عليه السلام هر چه بيشتر روشن مىسازند .
گذشته از همه آنچه بيان شد، طبق روايات بسيارى كه از حضرات معصومين عليهم السلام نقل شده است در بسيارى از مسائل جزئى نيز امام مهدى عليه السلام با امام حسين عليه السلام پيوستگيها و ارتباطات قابل توجهى دارند كه از آن جمله است :
1. روز ظهور امام مهدى عليه السلام مقارن با روز عاشورا است. از امام باقر عليه السلام روايت شده است :
قائم آل محمّد صلي الله عليه و آله در روز شنبه كه مصادف با روز عاشورا؛ يعنى همان روزى كه حضرت اباعبداللّه عليه السلام به شهادت رسيدند قيام خواهد كرد . 19
2. از مجموعه روايات به خوبى روشن مىشود همانگونه كه امام حسين عليه السلام نهضت خود را از مكه آغاز كردند؛ يعنى پس از خارج شدن از مدينه به مكه آمدند و از كنار بيتاللّه قيام خود را به مردم خبر دادند و به سمت كوفه حركت كردند ، حضرت مهدى عليه السلام نيز از كنار بيت اللّه جهانيان را به بيعت با خود فرا خواهد خواند و آن گاه حركتهاى اصلاحى را تداوم خواهد بخشيد و در نهايت مقرّ حكومتى خويش را در كوفه قرار خواهد داد .
3. حتى طنين صداى امام مهدى عليه السلام همان طنين صداى امامحسين عليه السلام است. پيام مهدى عليه السلام همان پيام حسين عليه السلام است كه فرياد مىزند :
اى مردم مگر نمىبينيد به حقّ عمل نمىشود و از باطل خوددارى نمىگردد... امر به معروف و نهى از منكر كنار گذاشته شده است و احكام الهى و سنن پيامبر صلي الله عليه و آله آشكار هتك مىشود و ...
اين پيام و هشدار در لحظه ظهور با همان صدا به مردم جهان اعلام خواهد شد كه امام حسين عليه السلام در روز عاشورا با همان لحن و آهنگ مردم را به تبعيت از حقّ و اعراض از بديها فرا خواندند .
إنّ صوت القائم يشبه بصوت الحسين عليه السلام .
صداى [گيرا و دلنواز] قائم شبيه [طنين خوش] صداى اباعبداللّه عليه السلام است .
4. برخى از ياران حسين عليه السلام پس از رجعت در ركاب امام مهدى عليه السلام به يارى آن حضرت خواهند پرداخت و حتى برخى از فرشتگانى كه جزء اصحاب امامحسين عليه السلام بودهاند در خدمت قائم آل محمّد صلي الله عليه و آله خواهند بود و ... .
« أللّهمّ نرغب إليك دولة كريمة تعزّبها الإسلام و أهله و تُذِّلُ بها النفاق و أهله ... » .
پي نوشت :
19 . بحارالانوار، ج52، ص 285
منبع : سايت تبيان
گردآورنده : مير صادق سيد نژاد

مهدى عليه السلام منتقم خون امام حسين عليه السلام
يكى از القاب حضرت مهدى عليه السلام منتقم است. در توضيح علّت برگزيده شدن اين لقب بر آن حضرت مطالب زيادى در سخنان اهل بيت عليهم السلام وارد شده است. از جمله در روايتى كه از امام محمّدباقر عليه السلام نقل شده، وقتى از آن حضرت سؤال مىكنند كه چرا فقط به آخرين حجّت الهى قائم گفته مىشود؟ آن حضرت در پاسخ مىفرمايند :
چون در آن ساعتى كه دشمنان، جدّم امام حسين عليه السلام را به قتل رساندند فرشتگان با ناراحتى در حالى كه ناله سرداده بودند عرض كردند پروردگارا! آيا از كسانى كه برگزيده و فرزند برگزيده تو را ناجوانمردانه شهيد كردند در مىگذرى؟ در جواب آنها خداوند به آنان وحى فرستاد كه: اى فرشتگان من! سوگند به عزّت و جلالم از آنان انتقام خواهم گرفت هر چند بعد از مدّت زمان زيادى. آن گاه خداوند متعال نور و شبح فرزندان امامحسين عليه السلام را به آنان نشان داد و پس از اشاره به يكى از آنان كه در حال قيام بود فرمود: با اين قائم از دشمنان حسين عليه السلام انتقام خواهم گرفت . 12
در تفسير آيه «وَمَنْ قُتِلَ مظلوماً فقد جَعَلْنا لِوَليّه سلطاناً...؛ هر كس مظلومانه كشته شود ما براى ولى او تسلطى بر ظالم قرار مىدهيم»...13 از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه :
مراد از مظلوم در اين آيه، حضرت امام حسين عليه السلام است كه مظلوم كشته شد و منظور «جَعَلنا لِوَليِّه سلطانا» امام مهدى عليه السلام است14
امامباقر عليه السلام نيز تصريح مىكنند :
ما اولياى دم امام حسين عليه السلام هستيم. هنگامى كه قائم ما قيام كنند پىگيرى خون امام حسين عليه السلام خواهد كرد.15
در دعاى ندبه نيز به اين حقيقت با اين تعبير تصريح شده است :
أينَ الطالِبُ بِدَمِ المَقتولِ بِكَربَلا .
كجاست آن عزيزى كه پس از ظهورش خون شهيد مظلوم كربلا را از دشمنان باز پس خواهد گرفت ... 16
همچنين روايت شده است كه حضرت مهدى عليه السلام پس از ظهور بين ركن و مقام براى مردم خطبه خواهد خواند و در مهمترين قسمت خطبه به صورت مكرر با نهايت اندوه و تأثر شهادت مظلومانه امام حسين عليه السلام را مورد اشاره قرار خواهد داد از جمله خواهد فرمود :
اى مردم جهان! منم امام قائم. منم شمشير انتقام الهى كه همه ستمگران را به سزاى اعمالشان خواهم رساند و حقّ مظلومان را از آنها پس خواهم گرفت. اى اهل عالم! جدّم حسين بن على عليه السلام را تشنه به شهادت رساندند و بدن مبارك او را عريان در روى خاكها رها كردند. دشمنان از روى كينه توزى جدم حسين عليه السلام را ناجوانمردانه كشتند ... 17
در حقيقت با اين گونه از عبارات نويد انتقام خون به ناحق ريخته امام حسين عليه السلام را به جهانيان خبر مىدهد ...
و هم چنين به دلالت روايات فراوانى شعار ياران امام مهدى عليه السلام پس از ظهور اين جمله بسيار الهامبخش است :
يالثارات الحُسَين عليه السلام . 18
اى بازخواست كنندگان خون حسين عليه السلام .
اين جمله اشاره به اين معنا دارد كه هنگام انتقام خون پاك امام حسين عليه السلام فرارسيده است كسانى كه مىخواهند از دشمنان آن حضرت انتقام خون بهناحقّ ريخته حجّت الهى را بگيرند مهيا شوند .
»»»»»
پي نوشت ها :
13. سوره اسراء (17) آيه 33
14. البرهان فى تفسير القرآن، ج4، ص559
15. همان، ص560
16. دعاى ندبه
17. الزامالناصب، ج2، ص282
18. النجمالثاقب، ص469

* تحقق اهداف عاشورا با قيام مهدى عليه السلام
امام حسين عليه السلام با هدف زنده ساختن احكام قرآن و سنّت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و از بين بردن بدعتهايى كه در نتيجه حاكميت بنى اميّه در دين ايجاد شده بود قيام كردند و در طول مسير مدينه تا كربلا ضمن اشاره به انگيزه قيام شان فرمودند :
من به منظور ايجاد اصلاح در امّت جدم رسول خدا صلي الله عليه و آله قيام كردهام مىخواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم و به همان سيره و شيوه مرسوم جدّم پيامبراكرم صلي الله عليه و آله و پدرم علىبنابىطالب عليه السلام عمل مىكنم . 5
آن حضرت در نامهاى به بزرگان قبايل بصره تصريح مىكنند :
من شما را به كتاب خدا و سنّت پيامبرش دعوت مىكنم. در شرايطى كه اكنون ما زندگى مىكنيم سنت رسول خدا صلي الله عليه و آله از بين رفته و به جاى آن بدعت و احكام و ارزشهاى غير اسلامى نشسته است مرا بپذيريد و به يارى من برخيزيد. شما را به راه ارشاد و رستگارى هدايت خواهم كرد . 6
از مجموعه سخنان امام حسين عليه السلام اهداف والاى نهضت عاشورا به خوبى روشن مىشود كه احياى قرآن، احياى سنت نبوى و سيره علوى، از بين بردن كجرويها، حاكم ساختن حق، حاكميّت بخشيدن به حقپرستان، از بين بردن سلطه استبدادى حكومت ستمگران، تأمين قسط و عدل در عرصههاى اجتماعى و اقتصادى و... از جمله آنهاست .
از طرف ديگر وقتى اهداف قيام منجى عالم بشريت و ويژگيهاى حكومت جهانى آن حضرت را مورد بررسى قرار مىدهيم همين اهداف و انگيزهها حتى با تعابير مشابه با تعابير به كار رفته در مورد نهضت حسينى قابل مشاهده است .
حضرت على بن ابيطالب عليه السلام در توصيف سيره حكومتى امام مهدى عليه السلام مىفرمايند :
هنگامى كه ديگران هواى نفس را بر هدايت مقدم بدارند او [مهدى موعود عليه السلام] اميال نفسانى را به هدايت بر مىگرداند و در شرايطى كه ديگران قرآن را با رأى خود تفسير و تأويل خواهند كرد او آراء و عقايد را به قرآن باز مىگرداند. او به مردم نشان خواهد داد كه چگونه مىتوان به سيره نيكوى عدالت رفتار كرد و او تعاليم فراموش شده قرآن و سيره نبوى را زنده خواهد ساخت . 7
امام باقر عليه السلام در روايتى مىفرمايند :
قائم آل محمّد صلي الله عليه و آله مردم را به سوى كتاب خدا، سنّت پيامبر صلي الله عليه و آله و ولايت على بن ابى طالب عليه السلام و بيزارى از دشمنان آنان دعوت خواهد كرد . 8
در این مقاله با توجه به متون تاریخى معتبر احتمالات ممکن را تبیین کرده و ضمن بیان نظر مدافعان این واقعه، دیدگاه خود را مبنى بر نبود دلیل کافى و قابل اعتماد بر مسئله اربعین سید الشهداء (ع) تبیین خواهیم نمود.
اشاره
در شماره پیشین مقاله جامعى در باره اربعین حسینى و بحث ورود اهل بیت آن حضرت به کربلا در بازگشت از شام، چاپ شد که در آن، همه اقوال و دیدگاه ها و تمامى جوانب مسئله بررسى شده است.
اینک با توجه به این که باب بحث و نقد و نظر علمى همواره باز و حرمت دیدگاه هاى مختلف علمى محفوظ است، در این شماره، مقاله دیگرى در این باره به پژوهشگران عرصه تاریخ اهل بیت(علیهم السلام) عرضه مى داریم.
چکیده
مسئله اربعین سید الشهداء(علیه السلام) و این که آیا خاندان آن حضرت پس از رهایى از اسارت یزید قصد عزیمت به کربلا را داشته و نیز آیا توانسته اند در آن روز به زیارت آن مضجع شریف نایل آیند و مرقد مطهرش را زیارت کنند، از جمله مسائلى است که از دیرباز صاحب نظران در باره آن اختلاف نظر داشته و هریک با استشهاد به ادله تاریخى براى اثبات یا نفى آن تلاش کرده اند. در این مقاله با توجه به متون تاریخى معتبر احتمالات ممکن را تبیین کرده و ضمن بیان نظر مدافعان این واقعه، دیدگاه خود را مبنى بر نبود دلیل کافى و قابل اعتماد بر مسئله اربعین سید الشهداء(علیه السلام)تبیین خواهیم نمود. هم چنین امکان رسیدن کاروان اسرا را نیز به کربلا در اربعین اول تقریبا ناممکن دانسته و در پایان، دلیل الحاق سر مطهر امام حسین(علیه السلام) را به جسم شریفش مورد خدشه قرار داده و وجود حدیث شریفى که زیارت اربعین را از علائم مؤمنان مى شمارد براى استحباب و فضیلت آن زیارت کافى دانسته ایم.
مقدمه
ورود خاندان مکرّم سیدالشهداء به کربلا در راه بازگشت از شام به مدینه در روز اربعین و الحاق سر مقدس اباعبدالله الحسین(علیه السلام) به پیکر مطهّرش در آن روز، یکى دیگر از وقایع مبهم واقعه عاشورا و حوادث پس از آن است. به راستى اگرچه حادثه عاشورا دل خراش ترین و غمبارترین حادثه اى است که در طول تاریخ، قلب شیعیان و دوست داران خاندان عصمت و طهارت را جریحه دار ساخته و جا داشت تمامى وقایع آن بدون هیچ کم و کاستى در کتاب هاى تاریخ نقل شود، امّا مع الاسف از آن جا که هم در زمان وقوع حادثه عاشورا و هم پس از آن شیعیان على بن ابى طالب و فرزندان معصومش تحت بیشترین فشارها و آزارها بوده، سخت ترین شکنجه ها و تحریم ها را متحمّل شده و عملا در حاشیه قرار گرفته بودند ، هیچ گاه امکان ضبط و نقل وقایع غم بار عاشورا و آن چه بر خاندان مکرم سید الشهداء گذشت پدید نیامد. به راستى وقتى تاکنون به طور قطع و یقین سرنوشت سر مقدس اباعبدالله الحسین(علیه السلام) که در واقع یکى مهم ترین امورى است که باید مورد توجه قرار مى گرفت روشن نشده است و اقوال در باره دفن سر مطهر آن حضرت مختلف و متشتت است چگونه مى توان انتظار داشت وقایع ریز و درشت دیگرى همچون مدّت حبس خاندان سید الشهداء در کوفه ، روز حرکت از کوفه و مسیر حرکت آنان از کوفه تا شام، میزان اقامت آنان در شام و بالأخره مسیر بازگشت آنان به درستى و روشنى ، و بدون هیچ گونه اختلافى ثبت و ضبط شده باشد؟!
مى دانیم که بخش اعظم وقایع عاشورا و حوادث پس از آن، توسط مورخان اهل سنت که بعضاً تلاش مى کردند دامن یزید و خاندان بنى امیّه را از این لکه ننگ ابدى، پاک سازند نقل شده است، پس نباید انتظار داشت تمام وقایع و حوادث بدون کمترین تحریفى نقل شده باشد. از آن گذشته اگر مورخان نیز قصد نگارش حوادث را به صورت صحیح و بدون تحریف داشتند، حکّام وقت ممانعت به عمل آورده و معلوم نبود که چه سرنوشتى در انتظار نویسنده و نوشته او بود.
تلاش نگارنده این سطور بر آن است که مسئله بازگشت کاروان اسراى بنى هاشم (علیهما السلام)را از شام بررسى کرده و نتیجه گیرى نهایى را براساس متون موجود، بازگو نماید.
باشد که این تحقیق گامى مثبت در جهت هرچه روشن تر شدن حوادث پس از عاشورا باشد و مرضى پروردگار واقع گردد.
مشهور بین عرف شیعه آن است که امام سجاد(علیه السلام) به همراه اهل بیت سیدالشهداء(علیه السلام) در راه بازگشت از شام، به کربلا رفته و روز اربعین موفق به زیارت قبر مطهر حسین بن على(علیه السلام) و اصحاب باوفایش شدند و پس از سه روز عزادارى و اقامه ماتم به مدینه الرسول(صلى الله علیه وآله)بازگشتند. و نیز بین شیعیان مشهور است که زین العابدین(علیه السلام)سر مطهر پدر را در آن روز به بدن شریفش ملحق نمود. اما با وجود این از دیرباز در میان محقّقان و صاحب نظران در باره رسیدن کاروان اسرا در اربعین اول به کربلا اختلاف نظر بوده است. برخى آن را تایید کرده، شواهد تاریخى بر آن اقامه مى کنند و برخى دیگر، حضور خاندان سید الشهداء(علیه السلام) را در اربعین اول انکار کرده تحقق آن را امکان پذیر ندانسته یا محقق شده نمى دانند.
نویسنده این سطور نیز بر این باور است که کاروان اسرا در روز اربعین به کربلا نرسیده و نیز معتقد است «احتمال رسیدن کاروان اسرا به کربلا در روز اربعین» با «تحقق آن» دو امر مستقلند که در این مسئله معلوم نیست که هردو با هم رخ داده باشند. بنابراین، به باور نویسنده هرگز نمى توان گفت که منکران قضیه اربعین به بى راهه رفته اند.
ما در این مقاله بر آن شدیم تا وقایعى را که پس از اسارت اهل بیت سیدالشهداء(علیه السلام)اتفاق افتاد و با رسیدن یا نرسیدن کاروان اسرا به کربلا در روز اربعین اوّل ارتباط مستقیم دارد مرور کرده، تحقیقى مختصر درباره آن ارائه نماییم.